نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢
را از سنخ کار خودش میداند ولی حد اعلی و دست بالا ، و کاری که از سنخ
کار بشر و از حد و مرز بشریت خارج است . معجزههایی که قرآن از پیغمبران
نشان میدهد مخصوصا معجزه پیغمبران سلف - که راجع به معجزه پیغمبر اسلام
گفتیم جداگانه باید بحث کنیم - چیزهایی است که اصلا از مرز بشر و نبوغ
بشری خارج است ( حالا ما نمی خواهیم بگوییم وجود داشته یا وجود نداشته که
بگوییداشخاص قبول ندارند ، ما اکنون بر اساس قبول معجزات داریم بحث
میکنیم ، نظریات را عرض خواهم کرد ) مثل معجزاتی که برای موسای پیغمبر
یا عیسای پیغمبر نقل شده یا آنچه که برای نوح نقل شده گرچه از استجابت
دعاست نه معجزه و ایندو با هم فرق دارند .
مثلا حضرت موسی یا یک لشگر انبوه مثلا صد هزار نفری دویست هزار نفری
از مصر بخواهد بیاید به همین سرزمین فلسطین ، از غرب بخواهد بیاید به
شرق ، بعد لشگر دشمن که از او خیلی عظیمتر و قویتر است و اینها را لشگر
" « شرذمة قلیلون »" [١] میداند اینها را تعقیب کند ، بعد به ساحل
بحر احمر برسد و با اشاره عصار یکدفعه دریا شکافته شود و مثل اینکه جاده
برایش درست شود ، حتی آن لای و لجنهای کفش هم خشک شود ، که قدرت
رفتند داشته باشد که اگر بخواهند به این شکل بروند بتوانند : " « اضرب
بعصاک البحر فانفلق فکان کل فرق کالطود العظیم »" [٢] به او میگویند
عصایت را بزن به دریا ، بزند به دریا ، دریا شکافته بشود ، بعد در
قسمتهای مختلف کوچه بدهد ، دیوار دیوار بشود ، این آبی که به طبع خودش
باید بریزد ، همین جور [ به شکل ] دیوار بایستد تا اینها بیایند و رد
بشوند . دشمن هم در عین حال مغرور بشود بیاید داخل بشود و تا وقتی که همه
افراد دشمن نیامدهاند در قعر دریا آب به حال خودش باشد ، بعد یکمرتبه
آب به هم بیاید .
این را نمیشود گفت دست بالای بشر ، همه بشرها نزدیک این کار را انجام
میدهند ، این یک درجه از دیگران بالاتر است . تفاوت این [ کار با سایر
کارها ] مثلا از قبیل تفاوت گلستان سعدی است با پریشان قا آنی ، نه ،
این جور نیست . این را یا باید گفت وجود نداشته ، مثل کسانی که اصلا
منکر هستند ، و یا اگر کسی گفت چنین چیزی در جهان وجود داشته است این
تنها آن نیست که دیگران ناتوانند از مثل او و دست
[١] ان هؤلاء لشرذمة قلیلون »( شعراء / ٥٤ ) . [٢] شعراء / . ٦٣