نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧١
میبینند . اگر بگویید اینهمه جلسات افراد رفتهاند شرکت کردهاند و گفتهاند ما شنیدیم صداهایی را و ما دیدیم که میز حرکت کرد ، میگویند از بس آنجا به شما تلقین میکنند ! نه میز حرکت میکند نه شبحی ظاهر میشود ، نه روحی از بیرون میآید آنجا و نه روح این شخص تجسم پیدا میکند ، پی در پی تلقین میکنند ، باور مستمع میآید که چنین چیزی هست ، چیزی را که باورش میآید به چشمش میآید که میبیند ، واقعا نمیبیند ولی خیال میکند ، تمام اینها خیال است ، که البته این فرضیه سوم فرضیه بعیدی است یعنی نمیتوان قبول کرد که واقعا انسان در جلسهای این مقدار را که میبیند این میز حرکت میکند بگوید نه ، میز حرکت نمیکند من خیال میکنم میز حرکت میکند . اینطور نیست ، ولی اگر فرض هم بکنیم چنین چیزی هست باز هم از قوه شگرف روحی حکایت میکند که لااقل در انسان قوهای هست که میتواند انسان را آنچنان تحت تأثیر قرار بدهد که دنیایی را که وجود ندارد ببیند. به هر حال همه اینها نشانههای قوای مرموز و استعدادهای غیر عادی است که در افراد بشر وجود دارد . آیا این مقدار برای اینکه نمونهای باشد و برای اینکه ما تعجب نکنیم از معجزات و خوارق عاداتی که به انبیاء خیلی تفاوت دارد ، یعنی درجه بسیار شدیدتری است ، ولی آیا اینها نشانه این نیست که در بشر یک استعداد روحی فوقالعاده یا وجود دارد ؟ معجزه انبیاء غیر از اینکه از نظر درجه و قوت و شدت خیلی مهمتر و فوقالعادهتر است ، یک فرق دیگر هم با اینها دارد که آن فرق را باید ان شاءالله در جلسه آینده بگوییم . مبنایش این است که گفتیم اساس این قضایا بیشتر برایمان و عقیده و فکر خود انسان است که در خود انسان چقدر این ایمان پیدا شده باشد ، بستگی دارد که انسان ایمان به قدرت خدا پیدا کند یا ایمان به قدرت خود . البته هر دوی اینها یکی است یعنی آن قدرتی که در خود میبیند آن را اول قدرت حق ببیند و بعد قدرت خود ، یا اینکه آن را فقط قدرت خود ببیند . اگر انسان فقط به نفس خودش ایمان پیدا کند آنجاست که القائات و الهاماتش همه میشود شیطانی . عمل ریاضت کشان منتهی میشود به ایمان قوی و شدیدی که به روح و نفس خودشان فقط ، پیدا میکنند ولی ایمانی که در روح انبیاء و اولیاء پیدا میشود ایمان به قدرت بینهایت پروردگار است ، خودش را هم که میبیند به عنوان پرتوی از قدرت پروردگار میبیند و به همین دلیل آنچه او میفهمد و درک میکند خطا ندارد و آنچه