نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٣
بزرگتر از آنهاست ، بلکه معنایش این است که خدا بزرگتر است از اینکه
در وصف بگنجد .
تنزیههایی که در قرآن آمده است که رد افکار موجود زمان بوده است ،
مثل " « لم یلد و لم یولد »" رد کسانی است که میگویند خداوند فرزند
دارد یا میگویند خداوند زاده شده است . " « و لم یکن له کفوا احد » "
برای خداوند مانند نمیشود تصور کرد . " « الحمد الله الذی لم یتخذ ولدا
و لم یکن له شریک فی الملک و لم یکن له ولی من الذل و کبره تکبیرا »"
[١] تمام این جملهها جملههای تنزیهی و تسبیحی است . " « الحمد لله
الذی خلق السموات و الارض و جعل الظلمات و النور ثم الذین کفروا بربهم
یعدلون »" [٢] . در قسمت اول خدا را خالق کل معرفی میکند ( سموات و
ارض در اصطلاح قرآن یعنی همه چیز ، بالا و پایین هرچه هست ) ، جاعل ظلمت
و نور هر دو است . رد نظریات کسانی [ است ] که اشیاء را تقسیم میکردند
به نور و ظلمت، برخی از موجودات را مظهر نور میدانستند و برخی موجودات
دیگر را مظهر ظلمت، و خدا را منشأ و خالق و جاعل نور میدانستند و خالق و
جاعل ظلمت را چیز دیگر . " « و جعل الظلمات و النور »" آنچه که شما
آن را نور میدانید و آنچه شما آن را ظلمت میدانید ، هر چه نور است و هر
چه ظلمت است ، همه از آن خداست " « ثم الذین کفروا بربهم یعدلون »"
فقط کافران برای خداوند عدل فرض میکنند، حالا یا در خلقت یا در عبادت و
یا در چیز دیگر .
یک آیه دیگر در این زمینه بخوانم در این زمینه آیات زیاد است و از
این قسمت رد میشویم . از آنجا که مسیحیها و همچنین مشرکین معتقد بودند
که خداوند فرزند دارد ( مسیحیها میگفتند المسیح ابن الله ، مشرکین هم
فرشتگان را فرزندان خدا میدانستند ) میفرماید : " « و قالوا اتخذ الله
ولدا سبحانه »" گفتند خدا فرزند گرفته است ، " سبحانه " منزه است .
اصلا این کلمه " سبحانه " را نمیشود به فارسی ترجمه کرد ، همین قدر باید
گفت استغفر الله ، بالاتر است خداوند ، منزه است ذات او . این تعبیری
هم که میخواهم بکنم تعبیر خیلی ناقصی است : مثل این است که آدم یک
حرفی میخواهد بزند میترسد به طرف بر بخورد میگوید " دور از جناب " ،
مثل این کلمه دور از جنابی است که ما میگوییم ، یعنی اگرچه این را به
شما نمیگویم ولی متوجه باشید که یک وقت به شما برخورد نکند . " سبحانه
" دور از ساحت ذات اقدس الهی چنین
[١] اسراء / . ١١١ [٢] انعام / [١]