نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٥
تشکیلاتش قوانینی دارد . پزشکی تا وقتی که بخواهد از قوانین بدنی و مادی
استفاده کند چارهای ندارد الا اینکه از همین قوانین استفاده کند . ولی در
عین حال یک سلسله قوانین روحی [١] و روانی هم در انسان کشف شده است
که گاهی یک حالت روانی روی بدن اثر میگذارد . مثلا یک بیمار در اثر
تلقین خوبی که به او میکنند یا در اثر اینکه نشاط دیگری به شکل دیگری در
روحش ایجاد میکند ، خود این حالت نشاط روحی روی بدنش اثر میگذارد و
برعکس ، یک یأس روحی سیر بدن را کند میکند ، برعکس تأثیر نیکی که یک
دوا باید روی بدن بگذارد تأثیر میکند و اثر آن را خنثی میکند و احیانا او
را میکشد . آیا معنای این مطلب این است که قوانین طبی و پزشکی حقیقت
ندارد یا قطعی نیست ؟ نه ، قوانین پزشکی حقیقت دارد ، قطعی است ، ولی
اینجا یک عامل دیگری که آن غیر عامل پزشکی است ، عامل روانی است ، [
دخالت دارد ] . در کتابهایی که [ در این زمینه نوشتهاند ] - که خیلی هم
نوشتهاند و یکی و دو تا نیست ، حتی در همین کتاب اثبات وجود خدا - از
این مسائل زیاد است . کتاب خیلی خوبی کاظمزاده ایرانشهر نوشته تحت
عنوان تداوی روحی ، و میدانید که مسأله تداوی روحی از قدیم معمول بوده و
داستانها در این زمینه نقل میکنند ، که حقیقتی است و نمیشود این را
انکار کرد . معنای این مطلب این نیست که قانون پزشکی یک قانون غیر
قطعی یا دروغ است . قانون پزشکی روی حساب جریان بدن درست است . ولی
اگر آن آدم روانشناس آمد روی عامل روانی حتی یک بیماری بدنی را معالجه
کرد ، او از یک عامل دیگری در اینجا استفاده کرده است که آن ، عامل
روحی است از باب اینکه قوای روحی یک نوع حکومتی و یک نوع تسلطی بر
قوای بدنی دارند و نیروهای بدنی را در خدمت خودشان میگیرند و چون چنین
است بسا هست که آن نیرویی را که به صورت مرض فعالیت میکرد متوقف
میکنند یا آن نیروی دیگری را که در جهت بهداشت بدن فعالیت میکرد تأیید
میکنند به طوری که بیش از حدی که انتظار میرفت فعالیت کند . به این
میگوییم حکومت قوای روحی بر قوای بدنی .
حالا این قوانین علمی ای که ما برای این جهان میشناسیم مثل قوانینی است
که یک پزشک برای بدن میشناسد . قوانین درست هم هست . آیا لااقل ما
میتوانیم
[١] در اینجا لازم نیست که ما روح را یک امر ماوراء الطبیعی بدانیم یا ندانیم چون از نظر وجود چنین قانونی بحثی نیست .