نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٣
آنچه که در انسان خواص روحی تشخیص داده میشود فعل و خاصیت و اثر ماده بدن انسان است . بنابراین نظر روان یا حالات روانی خاصیت و اثر بدن است ، چیز دیگری نیست و قهرا متأخر از بدن و فرع بر بدن است . پس قوه به مفهومی که ما میشناسیم یا علوم میشناسند یعنی شیئی که منشأ اثر است ، [ به عنوان روح نداریم ] ، همین قوای بدنی است و حالات روحی اثر قوای بدنی هستند . نظریه دیگر که در مقابل این نظریه است این است که نه ، روح خودش قوهای است غیر از قوههای بدنی و خودش موجودی است غیر از این موجود به نام بدن گو اینکه با بدن اتحاد دارد ، نوعی وحدت را تشکیل میدهند و عرض کردیم با هم مثل موجودی هستند که دو رو داشته باشد ، یک رو روح است و یک رو بدن ، و مجموعا یک واحد را ایجاد میکنند ، اما دو رویی که نه میشود گفت این اصل است و آن فرع و نه میشود گفت آن اصل است و این فرع ، و جدا شدن اینها معنایش استقلال پیدا کردن هر دو است از یکدیگر . بنابراین طرز فکر ، علاوه بر قوا و نیروهای طبیعت و بدن قوا و نیروهای دیگری هم در وجود انسان هست که ما از آنها به قوای روحی یاد میکنیم . اصلا خود فکر میتواند یک قوه در وجود انسان باشد و اراده خودش یک قوه است ، خیال خودش یک قوه است ، تعقل خودش یک قوه است و لهذا احیانا روی بدن اثر میگذارد و بدن را تحت تأثیر خودش قرار میدهد . اگر قوهها تنها قوههای بدن میبود و آنچه که ما امور روحی مینامیم همه خاصیت و اثر و فرع و طفیلی بدن بودند امکان نداشت که امور روحی بتوانند امور بدنی را احیانا تحت تأثیر و تحت کنترل خودشان قرار بدهند . اینهایی که طرفدار این هستند که امور روحی ، خودشان قوا و منشأ اثر هستند ( نه فقط اثر ، منشأ اثر نیز هستند ) میگویند که حالات عموم مردم کم و بیش از این جهت حکایت میکند که روح هم روی بدن اثر میگذارد ، روح و بدن تأثیر متعاکس دارند : " النفس و البدن یتعاکسان ایجابا و اعدادا " روح و بدن تأثیر متعاکس روی یکدیگر دارند یعنی بدن روی روح اثر میگذارد ( چون بدن خودش یک جوهر مستقلی است ) ، روح هم متقابلا روی بدن اثر میگذارد ، نه اینکه بگوییم بدن اثر روح است و نه اینکه بگوییم روح اثر بدن است ، ایندو روی همدیگر اثر میگذارند . به عقیده اینها [ این امر ] از سادهترین کارها شروع میشود . مثلا همین که انسان با تصور پیروزی یک تغییر عمومی در وضع بدنش پیدا میشود یعنی تا خبر پیروزی به او میرسد تمام اوضاع بدن تغییر میکند ، حرکات بدن مثل نبض و حرکات خون و اوضاع عوض