نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٠
آمدهاند تعبیر خیلی سخیفی کردهاند و البته علماء رد کردهاند گفتهاند شاید
این " تغنوا " از ماده غنا به مد نیست ، از ماده غنا به قصر است ،
یعنی بینیا ز شوید به قرآن . جواب دادهاند که عرب هرگز این کلمه را با
تعبیر " تغنوا " نمیگوید ، استغنوا میگوید . ما یک " تغنی " داریم و
یک " استغناء " . " بینیاز بشوید " را با " استغنوا " بیان میکنند
نه با " تغنوا " . این بدون شک تغنی است ، منتها جواب دادهاند که هر
آواز خوش و لطیفی که احساسات را بر انگیزد ، به معنی اعم غناست ، ولی
غنای مذموم آن غنایی است که احساسات شهوانی انسان را برمیانگیزد ، آن
چیزهایی است که وقتی پیدا شد عقل انسان را خفیف و سبک و کوچک میکند
اما اگر چیزی احساسات عالی و لطیف انسان را برانگیزد که عقل انسان را
قوی و روشن و ضمیر انسان را روشنتر کند ، اشک انسان را جاری کند ، انسان
را به یاد خدا بیندازد ، این هم غناست چون با احساسات انسان سر و کار
دارد اما غنای مذموم نیست . مااز لفظ " غنا " که نباید وحشت داشته
باشیم ، از مورد غنا باید وحشت داشته باشیم . بعلاوه ما میدانیم که از
همان صدر اسلام عملا این عنایت بوده است که قرآن را با آواز خوش بخوانند
و خوش آوازهای صحابه پیغمبر میآمدند و قرآن را میخواندند . حتی خود
پیغمبر اکرم گاهی اصحاب را میگفت قرآن را بر او بخوانند . خودش قرآن
بر او نازل شده بود ، او که قرآن را میدانست ، ولی از شنیدن قرآن لذتی
میبرد که از دانستن آن قهرا انسان آن لذت را میبرد چون خود شنیدن
موضوعیت دارد ، آن برای دانستن که نیست ، برای فکر نیست . فکر میداند
، چیزی که میداند دیگر تکرارش لغو است . ولی دل هر چه تجدید شود
میخواهد احساساتش تحریک گردد . بسیاری از اوقات خود پیغمبر اکرم بعضی
از صحابه را امر میکردند که قرآن را باز کن برای من بخوان و او قرآن
میخواند و پیغمبر اکرم گوش میکردند .
عبدالله بن مسعود که یکی از کتاب وحی است میگوید یک وقت پیغمبر
اکرم به من فرمود که مصحف را باز کن برای من بخوان . من مصحف خودم را
آوردم . از اول سوره نساء شروع کردم به خواندن ، پیغمبر اکرم گوش میکرد
تا رسیدم به این آیه که : " « فکیف اذا جئنا من کل امه بشهید و جئنا
بک علی هؤلاء شهیدا »" [١] یعنی " چگونه خواهد بود آنگاه که برای هر
امتی گواهی بطلبیم و تو را بر اینها گواه بطلبیم " . تا این را خواندم
[١] نساء / . ٤١