نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩
اسمش در بیاید ؟ این جزء مسائلی است که در یادداشتهای من هست ولی جزء
مسائل اساسی نبود ، جزء مسائل فرعی است که بحث میکنیم ، و جوابش این
است که خیر ، گزافی و گترهای نیست و لیاقت خاص در آن دخیل است و
قرآن هم روی این مسأله تکیه دارد : " « ان الله اصطفیه علیکم ». . . "
[١] . کلمه " اصطفی " این را میفهماند . از همه صریحتر آیهای است که
میفرماید : " " « الله اعلم حیث یجعل رسالته »" [٢] . خدا خودش
بهتر میداند که رسالت را کجا قرار دهد . این " بهتر میداند " یعنی
بهتر تشخیص میدهد . پس معلوم میشود که همه افراد ، آن صلاحیت را ندارند
و این روی صلاحیت خاصی است .
مسأله دومی که سؤال کردید و در آخر هم تکرار کردید که ایندو تقریبا [
یک مطلب بود ] ، یکی مسأله عدد انبیاء بود و دیگر مسأله ختم نبوت .
مسأله عدد انبیاء که چقدر بوده ، در قرآن چیزی نیامده ، در حدیث آمده و
جزو مسائلی نیست که ما حتما باید معتقد باشیم که مثلا پیغمبران صد و
بیست و چهار هزار بودند یا بیشتر و یا کمتر . یک حدیثی هم هست از
پیغمبر که به ابوذر فرمود که صد و بیست و چهار هزار پیغمبر بودند .
اینها مسأله مهم نیست .
مسأله دیگری که ذکر کردید این بود که در چه شرایطی ضرورت پیدا میکرده
که پیغمبری بیاید و بعد چه شرایطی بود که پیغمبر آخر الزمان آمد و بعد هم
نبوت ختم شده ؟ این بیشتر مسأله ختم نبوت است ، آنهم مقدمه بحث ختم
نبوت ، که ما در همان مقاله " ختم نبوت " روی آن بحث کردهایم ، در
عین حال اگر لازم باشد روی این هم بحث میکنیم .
اما مسأله این که چرا در سرزمین خاصی پیغمبر زیاد بوده ، این بستگی
پیدا میکند به همان " « الله اعلم حیث یجعل رسالته »" یعنی وقتی که
این بستگی داشته باشد به استعدادهای مخصوصی که در افراد هست ، مسلما
سرزمینها هم در پرورش استعدادها تأثیر دارد . امروز هم میگویند که شرق ،
سرزمین عرفان و اشراق است . این یک امر گزاف و گتره نیست که مثلا
غربیها بیشتر به محسوسات میپردازند و شرقیها بیشتر به نامحسوسات ، یعنی
اینها بیشتر به این سو کشانده میشوند آنها به آن سو . محیط
[١] بقره / . ٢٤٧ [٢] انعام / . ١٢٤