نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٨
نباشد ولی چون مسأله منیتیزم مطرح شد به یاد من آمد که در کتابی که فلاماریون به نام اسرار مرگ نوشته از این مسائل و داستانها خیلی زیاد نقل میکند . از جمله میگوید یکی از دوستان من مرا دعوت کرد که امروز یکی از منیتیزرها میآید منزلمان شما هم بیایید . در آنجا خانم میزبان ما را خواب کردند . از او درباره آیندهاش پرسیدند . گفت در شش ماه آینده روز دوشنبه ساعت ٢ / ٥ بعد از ظهر اتفاق ناگواری برای من میافتد . ما ماه بعد جلسه را تکرار کردیم ، باز همان تاریخ را یاد آور شد و اشاره کرد به اتفاق ناگواری که باید برایش بیفتد . این موضوع چند مرتبه تکرار شد . حتی دو سه روز قبل از آن تاریخی که معلوم کرده بود باز تأیید کرد . در روز موعود ، ما در منزل این خانم حاضر شدیم و قرار این بود که به اتفاق شوهرش مواظب او باشیم مبادا این اتفاق ناگوار که میگوید واقعا برایش رخ بدهد . ساعت نزدیک ٢ / ٥ بود که غذا تمام شده بود و همان ساعتی که خانم معلوم کرده بود از جایش بلند شد که من بروم آشپزخانه برای شما قهوه بیاورم . گفتیم ما قهوه نمیخواهیم . اصرار کرد و ما هم چون نمیخواستیم موضوع را به خودش بگویم که چنین پیش بینی ای از طرف خودش شده به شوهرش اشاره کردم که با هم بروید . بین اتاقی که نشسته بودیم و آشپزخانه ، راه پلهای بود که به طبقه پایین میرفت . در همان لحظهای که او از جلوی پله رد میشد موشی از سوراخ درآمد . این خانم به محض دیدن موش ناراحت شد و جیغ کشید و از پلهها افتاد دندههایش شکست . اگر ما این مسائل را قبول کنیم میرساند که مسأله جبری است یعنی اتفاقاتی که برای من باید بیفتد همه از قبل پیش بینی شده ، چه من بخواهم و چه نخواهم این اتفاقات میافتد . البته این شاید مقداری به مسأله قضا و قدر و جبر و اختیار مربوط بشود ولی من خواستم توضیحی هم در این مورد بفرمایید . جواب : اما مسأله اولی که آقای دکتر فرمودند راجع به اینکه همه میتوانند پیغمبر باشند ، نه ، این جور نیست . این را من در مقاله ختم نبوت - اگر آقایان خوانده باشند - در جلد اول محمد خاتم پیامبران ذکر کردهام که نبوت نه به این است که شخصی معجزه و کرامت داشته باشد ، به دلیل اینکه قرآن برای افرادی معجزه و کرامت نقل میکند که اساسا اینها پیغمبر نبودهاند . از نظر قرآن عمل خارقالعاده اعم است از اینکه شخص پیغمبر باشد یا نباشد . از جمله همین داستانی که از قرآن نقل کردهاند که در آن ، عفریت در جلسه سلیمان گفت که من آن تخت را مثلا در ظرف دو ساعت میآورم و آن کسی که علمی از کتاب داشت - و قرآن اسمش را نبرده - گفت من در یک چشم به