نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥
میخواست اختیار میکردم اما در واقع مسخر اراده او بودم ، فقط عددی را انتخاب میکردم که او قبلا نوشته بود . این بود که هرچه به من میگفت انتخاب کنم میدیدم قبلا او نوشته . - روان درمانی فقط در مورد بیماریای است که علتش صرفا جنبه روانی دارد یعنی در مورد همان هیستری ، و در مورد بیماری عضوی به هیچ وجه مطرح نیست یعنی در یک مورد بیحسی که یک علت عضوی دارد ، به هیچ وجه این کار انجام نمیشود ، در موردی است که به علتی - که باز از نظر ما قابل توجیه است و آن را میشناسیم - بیمار مبتلا به بیحسی یا کوری شده یا حافظهاش را از دست داده و بعد با تلقین یا طرق خیلی سادهای که الان در دست داریم این علایم از بین میرود و لذا علت اولی هم در آنجا علت روانی بوده و درمان هم در اینجا اختصاصا روانی خواهد بود ، و اینکه فرمودید که بسیاری از بیماریها را در ضمن هیپنوتیزم یا با این نیرو میشود درمان کرد فکر کنم احیانا همین بیماریها خواهند بود نه بیماریهای عضوی ، و در مورد بیماریهایی عضوی که فرمودید روان درمانی ممکن است مؤثر باشد ، از طریق تقویت نیروی عمومی خواهد بود نه اینکه جنبه اختصاصی داشته باشد . جواب : راجع به آن جهتی که فرمودید که اختصاص دارد به بیماریهای روانی ، من مقصودم این بود ( شاید مقصودم را خوب ادا نکردم ) : گاهی خود عارضه روانی است و معالجه هم روانی است و آن این است که مثلا کسی دچار یک تجسمات و توهماتی میشود که یک خیالهایی برایش پیدا میشود ، بعد او را از طریق روانی معالجه میکنند . دیگر اینکه [ عارضه عصبی باشد ] . مقصودم از " عصبی " این نبود که علتش آیا اختلالی است در اعصاب یا نه ؟ بلکه عارضه عصبی است . آدمی که فلج است اعصابش کار نمیکند ، حالا منشأش هر چه میخواهد باشد . آن بیشتر نظر ما را تأیید میکند . با اینکه منشأ ، روانی است عارضه بدنی است ولی بدنی عصبی . - از نظر یک متخصص کاملا قابل تشخیص است که الان که یک تظاهر این گونه مثلا بیحسی یا فلج دارد این تظاهر واقعا علت روانی دارد یا علت عصبی . از نظر کسی که وارد در موضوع نیست تظاهر یکی است ولی از نظر یک نفر متخصص کاملا روشن است و میشود تشخیص داد که این عارضه روانی است یا نه ؟