نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢
است : دنیا خانهای است که محفوف است به شدائد و سختیها . امنیت
همیشگی در اینجا وجود ندارد . عیش و خوشی و لذتی که در اینجا هست عیش
و خوشی و لذت واقعی نیست . مردمی که در اینجا هستند حکم نشانههایی
هستند که از اطراف تیرهای بلایا به سوی آنها پرتاب میشود . همینطور جمله
جمله حضرت میگویند تا بعد وارد وضع مردن و بعد از مردن و عالم اموات و
بعد عالم قیامت میشوند . یکدفعه در آخر کلام که واقعا کلام زیبایی است [١] یک آیه قرآن میآورد . در این آیه قرآن هیچیک از آن نوع تشبیهاتی که
امیرالمؤمنین در کلام خودش به کار برده وجود ندارد ولی به قدری تفاوت
است میان این آیه قرآن و تمام این جملههای ا میرالمؤمنین البته چون پای
قرآن است جسارت به امیرالمؤمنین نیست که آبروی تمام کلمات
امیرالمؤمنین را میبرد . اینها را میگوید و میگوید ، در آخرش میگوید :
" « هنالک تبلوا کل نفس ما اسلفت و ردوا الی الله مولیهم الحق و ضل
عنهم ما کانوا یفترون »" [٢] . فعلا به معنیاش کار نداشته باشید ،
این الفاظ را که الان میخوانم ، الفاظ نهجالبلاغه را ببینید چه شکل است ،
لفظ قرآن را ببینید چه شکل است . وقتی الفاظ نهجالبلاغه را پهلوی قرآن
میگذاریم مثل این است که انسان با اتومبیل در جادهای حرکت میکند میبیند
نشیب و فراز دارد ، یکدفعه روی آسفالت جدید قرار میگیرد میبیند اتومبیل
روی یک خط هموار حرکت میکند و کوچکترین نشیب و فرازی ندارد : " « دار
بالبلاء محفوفة و بالغدر معروفة ، لا تدوم احوالها و لا تسلم نزالها . . .
العیش فیها مذموم » " تا آخر ، آنگاه میگوید : " هنا لک تبلوا کل
لعیش فیها مذموم » " تا آخر ، آنگاه میگوید : " « هنا لک تبلوا کل²
نفس ما اسلفت و ردوا الی الله مولیهم الحق و ضل عنهم ما کانوا یفترون
" یک انسجام عجیب ! من دیدم اینقدر تفاوت است میان این جمله و آن
جمله که از زمین تا آسمان . نه تنها تفاوت است میان کلمات قرآن و
جملههای امیرالمؤمنین ، با جملههای خود پیغمبر هم همینطور است ، یعنی هر
جا پیغمبر خودش خطبه خوانده مثل خطبه امیرالمؤمنین است ، هیچ فرق
نمیکند . " « تبلوا کل نفس ما اسلفت »" هر نفسی آنچه را که پیش
فرستاده است آزمایش میکند ، میبیند . این تشبیه نیست ، عین حقیقت
است ، نه اینکه تشبیه میکند این را به کسی که چیزی را پیش فرستاده . هر
نفسی هر چه را که پیش فرستاده
[١] به قدری این کلام اوج میگیرد از جنبه فصاحت و بلاغت که اصلا روح انسان را جذب میکند و انسان دلش میخواهد این کلام را حفظ و همیشه با خودش تکرار کند . [٢] یونس / . ٣٠