نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٨
هر کسی هست و لهذا صورتهایی به شکلهای مختلف زیباست و همه هم جذاب است با اینکه اختلافات زیادی دارند . با یک نقشه مهندسی مثلا ، نمیشود زیبایی را معین و تعریف کرد که چیست ، ولی به هر حال زیبایی هست و زیبایی و فصاحت بیش از آنکه با فکر انسان یعنی با علم و عقل ، با آن قوهای که علوم را درک میکند سر و کار داشته باشد با احساس و دل انسان سر و کار دارد . سر و کارش با دل است نه با عقل و فکر ، و لهذا شعرهای خیلی زیبا دائر مدار این نیست که مطلبش درست باشد ، از جنبه زیبایی دائر مدار این است که چگونه بیان شده باشد ، و لهذا گاهی یک مطلب سراپا دروغ است ولی سراپا فصاحت و بلاغت است . حتی درباب شعر میگویند : " احسن الشعر اکذبه " یعنی نیکوترین شعر دروغترین شعرهاست ، آن شعری است که آنقدر در مبالغات دروغ به کار برده باشد تا نیکو شده باشد ، که اینهایی که عرض میکنم ، از نظر اعجاز قرآن دخیل است ، که قرآن در عین حال که زیبایی را به منتها درجه دارد سبکش از سبک شعر و کذب و مبالغه به کلی به دور است . اینها را بعد عرض میکنیم . فردوسی یک اثر حماسی تقریبا جاویدان به وجود آورده است و حال آنکه از جنبه تاریخی یعنی از جنبه فکری ، از جنبه حقیقت هیچ ارزشی ندارد . قصههای قبل از اسلامش که بیشتر افسانه است نه اینکه تاریخ بیاعتبا ر است . قهرمانهای درجه اول فردوسی قهرمانهای افسانهای هستند یعنی واقعیتی نداشتهاند . اصلا رستمی را در دنیا نمیشود پیدا کرد . تاریخ نشان نمیدهد م رد قهرمانی را به نام رستم . قطع نظر از اینکه او مشخصاتی افسانهای برای آن قهرمان قائل شده که مثلا ششصد سال عمر کرد ، اسبی داشت به نام رخش ، آن اسب چگونه بود ، خودش دو تا گوسفند را یکجا میخورد و دو خیک شراب را یکجا مینوشید ، زورش چقدر بود ، قطع نظر از اینها ، گاهی درباره یک شخصیت واقعی افسانه میسازند و گاهی اصلا خود شخصیتش هم افسانه است . اصلا چنین آدمی در دنیا وجود نداشته . ولی در عین حال اینها از ارزش فصاحت شاهنامه نمیکاهد . این را برای این جهت عرض کردم که فصاحت از مقوله زیبایی است و زیبایی به دل و احساسات ارتباط دارد نه به عقل و فکر . این مطلب را از نظر تفسیر معنی زیبایی و فصاحت عرض میکنم . مسأله [ اعجاز ] قرآن در آن جهتش که مربوط به زیبایی است مربوط به جذابیت قرآن است که چیز جذابی است . آن از مقوله زیبایی است .