نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٣
میخوابانند که اراده و شعور ظاهرش را بر کنار کنند تا شعور باطنش آزاد و مانع از جلویش برداشته شود و به فعالیت بپردازد ، و لهذا اگر اول شعور ظاهر مقاومت کند اصلا نمیگذارد ، کنار نمیرود و تا کنار نرفته از او کاری ساخته نیست . اما مطلب دوم ، الان من نمیدانم چون در این کتابها نخواندهام که آیا بعد که او را خواباندند باز هم باید آن چیزی که تلقین میکنند برخلاف خواسته او نباشد مثل اینکه او در حال عادی هیچ وقت حاضر نیست که یک آدم بیگناه را بکشد و آن آدمی که در شعور ظاهرش حاضر نیست کسی را بکشد آیا ممکن نیست که در حال خواب مصنوعی این کار را به او تلقین کنند یا نه ؟ شاید آنجا هم همینطور باشد . البته این بحث فقط نشانه این است که قوهای در بشر وجود دارد که اسم آن را " شعور باطن " گذاشتهاند و این قوه شعور باطن کارهایی میتواند انجام بدهد که شعور ظاهر قادر بر انجام آن نیست یعنی کارهای خارقالعادهای انجام میدهد مثل همین که بدن را آنچنان قبضه میکند که وقتی او نخواهد احساس درد کند بدن هم احساس درد نمیکند و او میتواند بسیاری از بیماریها را شفا بدهد یعنی [ اگر ] تصمیم بگیرد که این بیماری رفع بشود آن بیماری را رفع میکند ، برای اینکه ریشه فعالیت شعور باطن این است که قبول کند و بپذیرد که این کار را انجام دهد . تا شعور ظاهر هست شعور ظاهر نمیگذارد بپذیرد . شعور ظاهر میگوید این حرفها چیست ؟ ! مریض شدی باید بروی دوا بخوری . اصلا باورش نمیآید که چنین عملی انجام بشود . این را پس میزنند تا او باورش بیاید ، وقتی باورش آمد کار را انجام میدهد . گفتیم که این فقط نشانه آن است که قوه مرموزی در انسان هست که قدرت زیادی دارد و مبنای فعالیتش هم پذیرش و اراده و تصمیم است . در افراد عادی باید شعور ظاهر را کنار بگذارند تا او فعالیت کند . چه مانعی دارد - همین طور که وجود دارد - افرادی باشند که میان شعور ظاهر و شعور باطنشان هماهنگی هست ، در اثر فعالیتها تمرینهایی ، مخصوصا در اثر عبادت و پرستش ، شعور باطنشان در اختیار شعور ظاهر خودشان قرار میگیرد و کارهای خارقالعادهای که از آن راه انجام میپذیرد از این راه انجام میگیرد . آقای مهندس تاج جلسه گذشته وقتی میرفتیم دو تا داستان نقل کردند که اگر خودشان میبودند و نقل میکردند خوب بود . یکی از آنها که من به تفصیل یادم نیست مربوط به یکی از این جلسات احضار ارواح و مربوط به پدر خود ایشان بود که خیلی