نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٧
نهجالبلاغه هیچ کس شک نمیکند میبینیم آیه قرآن در آن نمایان و مشخص
است که این یک سبک است و آن سبک دیگری ، حتی در میان خطبههای حضرت
رسول [ نیز چنین است ] . حضرت رسول خطبه زیاد دارند ، خطبههایی که خیلی
پر طنطنه و فصیح و بلیغ و در ردیف خطبههای نهجالبلاغه است : " « ایها
الناس ان ربکم واحد و ان اباکم واحد ، کلکم لادم و ادم من تراب ، لا فضل
لعربی علی عجمی الا بالتقوی » " [١] . کلام پیغمبر است ، ولی قرآن سبک
و اسلوبش سبک دیگری است . این کلمات به شکل دیگری با یکدیگر پیوسته
شدهاند غیر از آن شکل . چنین سبکی در زبان عربی سابقه ندارد ( غیر عربی
که معنی ندارد بگوییم این سبک باشد ) ، نه تنها سابقه ندارد ، لاحقه هم
ندارد ، و این خیلی عجیب است . در خطبههای نهج البلاغه واقعا میشود
خطبهای و اقلا چند فرازی از یک بلیغ دیگر بگنجانند که آدم شک کند که آیا
این از حضرت امیر هست یا نیست ، ولی قرآن سبکش لاحقه هم ندارد یعنی
هیچ کس نیامده و نتوانسته است یک سطر بیاورد که همان وضع خاص قرآن و
همان اسلوب غیر قابل توصیف قرآن را داشته باشد که وقتی سر هم کنیم
بگوییم این با آیه قرآن چه فرق میکند ؟ آن نرمش عجیبی [ را ] که در این
سبک هست [ داشته باشد ] ، و لهذا هم بیسابقه است و هم غیر قابل تقلید.
معارضین قرآن
ما حتی استناد نمیکنیم به آن تقلیدهایی که بعضی اشخاص خواستهاند بکنند که آنقدر مفتضح و رسواست که برخی قائل به صرف شدهاند یعنی میگویند چون اینها خواستهاند با قرآن معارضه کنند خداوند اینها را مجازات کرده است که اینها بیاید آنقدر [ سطح پایین ] بگویند که اصلا رسوا و مفتضح شوند ، یعنی وقتی خواستهاند با قرآن معارضه کنند ، آنقدر از سطح عادی هم پایینتر گفتهاند که عدهای این را به نوعی مجازات الهی دانستهاند . به آنها ما استناد نمیکنیم ، ممکن است شما بگویید آنها را ما قبول نداریم . قرآن مخالف زیاد داشته است . در عرب ، نه تنها در صدر اسلام ، در قرون بعدی هم مخالف زیاد داشته آنهم مخالفینی که در زمان خودشان[١] بحار ، ج / ٧٦ ص ٣٥٠ [ با اندکی اختلاف ] .