نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٨
و بعد باید مهندسیاش درست باشد . و لهذا ما میبینیم بهترین مهندسان
فکریای که ارسطو ساخته است افکارشان غلط از آب در آمده چون روی مواد
فکریشان خوب فکر نکردهاند ، از مواد خراب آمدهاند [ ساختمانی ] با
مهندسی خوب ساختهاند . صغری و کبری و نتیجهگیری یعنی از جهت شرایطی که
صغری باید چنین باشد ، کبری چنین باشد ، شکل باید چنین باشد درست ، ولی
[ چه بسا ] مادهای که به کار بردهاند غلط بوده ، در نتیجه فکرش غلط از
آب درآمده است .
این بود که علمای جدید آمدند گفتند که ما باید دنبال این مطلب برویم
که مواد فکرمان صحیح باشد ، از اول مواد غلطی استفاده نشود . حتی آمدند
تحقیر کردند و گفتند اینکه ارسطو دنبال مهندسی فکر رفته اصلا چندان به آن
احتیاجی نیست ، هر کسی به حکم فطرت خودش این مقدار را میفهمد ، مهندسی
فکری این قدر درس خواندن نمیخواهد ، ماده باید صحیح باشد . اهمیت زیادی
که بیکن و دکارت در دنیا پیدا کردهاند روی این جهت است . گشتند که
ببینند چه راهی پیدا میکنند که مادههای فکر ، غلط از آب در نیاید .
البته اروپاییها به طور کلی هر چیزی که میگویند ولو در دنیای علم و فکر
سابقه هم داشته باشد غالبا به خودشان نسبت میدهند یعنی حاضر نیستند قبول
کنند که در گذشته هم چنین چیزی بوده . فعلا من به این کار ندارم . در
تاریخ فلسفه میبینیم مثلا بیکن در اینجا یک بیانی دارد میگوید چند چیز
است که بشر را به خطا میاندازد [١] ( او همان خطای مادی را میگوید ،
به خطای صوری هیچ کار ندارد ) : بتهای طایفهای ، بتهای شخصی که ممکن است
یک فرد بالخصوص گرفتارش باشد ، بتهای بازاری که مقصود بتهای اجتماعی
است ( باز بتهای فکری اجتماعی را میگوید ) ، دیگر بتهای نمایشی . او هر
مکتب فلسفی را یک نمایشنامه فرض میکند ، مکتبهای فکری دنیا که اسباب
اشتباه بشر میشود .
اینها را " بتها " اصطلاح میکند . اولا میگوید طبیعت بشر یک طبیعت
خاصی است که یک بتهایی برای خودش میسازد که فکرش را به غلط میبرد ،
بعد هم بت شخصی و بازاری و غیره .
دکارت به یک مسائل دیگری توجه کرد . آنچه که دکارت در درجه اول توجه
کرد که
[١] میگویند او " بت " اصطلاح کرده است ( در سیر حکمت در اروپا اینطور ترجمه شده ) . مقصود بت پرستیهایی است که نوع انسانها دارند . بتپرستی فکری را میگوید که انسان را از راه خودش منحرف میکند .