نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٣
لااقل با دیدن مجسمهاش برای خودتان تسلی خاطری ایجاد کنید . مجسمهاش را ساختند . مردم به عنوان دیدار او میرفتند پیش مجسمهاش . کم کم نزد مجسمه او تعظیم میکردند و به تدریج معتقد شدند که اصلا یک خاصیتی در این مجسمه هست ، روح اسقلینوس در این مجسمه حلول کرده است . بعد میرفتند حاجتهای خودشان را از این مجسمه میخواستند . کم کم خداپرستی تبدیل شد به بتپرستی . در حدیث این است که اصل ، خداپرستی است و بعد بتپرستی . بعضی از مستشرقین و نیز دیرینهشناسها همین عقیده را دارند . یک مرد آلمانی معروفی هست به نام ماکس مولر ، او نظریهای دارد که من زیاد در کتابها دیدهام . ژول لابوم که تفسیر آیات القرآن الحکیم را نوشته و دیگران این نظریه را از او نقل میکنند و شاید در میان اروپاییها او اولین کسی است که این نظر را اظهار داشت که توحید بر بتپرستی تقدم داشته . پس ما بهطور کلی قبول داریم که [ اول خداپرستی در میان بشر بوده و بتپرستی زاییده خداپرستی است ] ، از طرف دیگر قبول داریم که پیغمبران در همه جای دنیا بودهاند و مردم را به یگانهپرستی دعوت میکردند ، پس عقاید انحرافی دوگانهپرستی و چندگانه پرستی و بت پرستی بعد پیدا شده . حالا مانفی نمیکنیم که واقعا در تعلیمات اصلی زردشت یک یگانهپرستی واقعی بوده است ، هیچ این مطلب را نفی نمیکنیم ولی حرف من این است : در آنچه که الان به نام زردشت موجود است ، اگر ما بخواهیم فقط این را ملاک قرار بدهیم [ چه میبینیم ] . من همیشه گفتهام ما روی عقاید اسلامی خودمان که مجوس را اهل کتاب میدانند معتقدیم که ریشه اصلی دین مجوس خداپرستی و یگانه پرستی بوده . اما اگر ما روی تاریخ بخواهیم ثابت بکنیم نمیتوانیم ثابت بکنیم چون در این صورت باید به وسیله آثار باقیمانده ثابت بکنیم و دراین آثار ، گذشته از اینکه ضد و نقیض ، فراوان است ، همان چیزهایی هم که در " گاتها " هست که دلالت میکند بر یگانهپرستی ، فقط تا همین حد دلالت میکرد که زردشت منع کرد از اینکه ارواح خبیثه را پرستش کنند و دعوت کرد که خدای یگانه را که منشأ خیرات است پرستش کنند . این ، توحید در عبادت را میرساند ولی ما پیدا نمیکنیم در تعلیمات زردشت که آنچه که بشر آن را بدی و پلیدی میداند مثل زلزله آیا منشأش همان خدایی است که ما پرستش میکنیم یا یک قدرت دیگر است و اگر قدرت دیگری است آیا آن قدرت را