نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٩
کشف میکند ، فقط میبیند که این جریان به این شکل وجود دارد ، اما عقل نمیداند که آیا ضرورت دارد که حتما باید همین جور وجود داشته باشد یا ضرورتی ندارد ، اینجور وجود دارد ؟ مثل این است که در یک اجتماعی که آن اجتماع را خود افراد اجتماع ساختهاند و قانون برایش وضع کردهاند ، وقتی خودشان قانون را وضع کردهاند اجتماع به آن شکل وجود پیدا میکند . مثلا قانون وضع کردهاند که در خیابانها وسائل نقلیه از دست راست حرکت کنند . شما هم وقتی جادهها و خیابانها را نگاه میکنید میبینید همه جا وسائط نقلیه از دست راست حرکت میکنند . یک آدمی که از بیرون بیاید چه میبیند ؟ فقط میبیند اینجور وجود دارد . اما آیا میتواند بگوید این ضرورت دارد که اینجور وجود داشته باشد ؟ خلاف این محال است وجود داشته باشد ؟ محال است که وسائل نقلیه بخواهند از چپ حرکت کنند ؟ نه ، فقط میتواند بگوید اینجور وجود دارد . یک روز هم واضعین قانون میآیند آن را عوض میکنند و میگویند خیر ، از چپ حرکت کنید . قوانین طبیعی قوانینی است که بشر فقط وجود اینها را کشف کرده ، هرگز ضرورت اینها را کشف نکرده است ، و این اشتباهی است درباب علوم اگر ما بگوییم علوم طبیعی ضرورت را هم کشف میکند . اصلا علوم طبیعی مبتنی بر حس است . حس فقط وجود را کشف میکند . ضرورت ، یک مفهوم عقلی و ساخته عقل انسان است . ضرورت نه مبصر است نه ملموس نه مسموع و نه مشموم و انسان به هیچ حسی ضرورت را کشف نمیکند و لهذا بسیاری از فلاسفه گفتهاند اصلا ضرورت ساخته عقل است . یک " ساختگی " هم میگویند که آن را حتی از اعتبار هم میخواهند بیندازند . ولی در اینکه ضرورت محسوس نیست و به علم در نمیآید - علم مصطلح ، یعنی به علم حسی و تجربی - بحث نیست . علوم فقط وجود اشیاء را کشف کرده و وجود این قوانین را به این شکل کشف کرده است ، ضرورتی کشف نکرده و نمیتواند هم کشف کند . معجزات انبیاء جریانهایی است برخلاف قوانین " طبیعی " که بشر وجود آنها را کشف کرده است نه برخلاف قوانین " عقلی " از قبیل قوانین ریاضی که عقل بشر ضرورت آنها و محال بودن خلاف آنها را کشف کرده است . [ اگر ] بگوییم پس قوانین طبیعی اگر ضرورت ندارد چرا وجود دارد ؟ [ میگویند ] مشیت خداوند . دکارت و دیگران حتی همان ضرورتهای عقلی را هم نظیر قوانین طبیعی تلقی کردهاند ، میگویند آنها را هم خدا قرار داده است . اگر بگویید سه زاویه