نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢
بود که میگفتند دست خدا بسته است . میگویند نه ، اینطور نیست ، آن هم به دلایلی یک سنت تغییر ناپذیر واقعی دارد - که دلیل دارم ، به عنوان اشکالات مطلب عرض میکنم - و معجزه یک راز دارد . در عین اینکه جنبه آیت بودنش را قبول میکنند ، غیر عادی بودن یعنی خارج از مرز بشر بودنش را قبول میکنند ، ولی میگویند همین خارج از مرز بشر بودن هم با این مطلب که قوانینی که در جهان رخ میدهد یک سلسله قوانینی قطعی و ضروری است ، منافات ندارد . آنوقت اینها هستند که دنبال راز و سر معجزات میگردند . آنهایی که تأویل میکردند که اصلا وجودش را قبول نداشتند که دنبال رازش بروند . اینهایی هم که نظریه دوم را داشتند مثل آقای شریعتی اصلا به رازی قائل نیستند ، میگویند که اصلا قرار دادی است ، امر قرار دادی دیگر راز نمیخواهد . و اما آنهایی که قانون طبیعت را هم قانون ضروری میدانند دنبال رازی میگردند که آن راز با قطعی بودن قوانین طبیعی هم منافات نداشته باشد . حکمای اسلام از قبیل بوعلی سینا [ در این باره بحث کردهاند ] . در دوران اول که فلسفه یونان را ترجمه میکردند اصلا صحبتی از نبوت و معجزات و این حرفها نبوده . اندکی از زمان فارابی این مسائل مطرح شده ، بعد در زمان بوعلی توسعهای پیدا کرده که بعد هم بیشتر توسعه پیدا کرده است . مخصوصا بوعلی در مسأله نبوت و معجزات بیشتر از دیگران بحث کرده و او خواسته است که معجزات را ، هم جنبه الهی و ماوراء الطبیعی بدهد و خارج از مرز بشریت بداند و هم از قانون علم و فلسفه خارج نداند ، و دیگران هم بعدها آمدهاند دنبال راز معجزات گشتهاند . ما در این بحث خودمان اگر نظریه اول یعنی نظریه تأویل را قبول کنیم ، دیگر دنبال راز معجزات نمیرویم ، نظریه دوم را هم قبول کنیم باز دنبال آن نباید برویم . اما اگر آندو را باطل دانستیم باید دنبال نظریه سوم برویم که آنوقت کارمان کمی مشکل است که راز معجزات را کشف کنیم که این چگونه است که معجزه واقع میشود برخلاف قوانین جاری عالم ، و قوانین جاری عالم هم اینجور سست و به اصطلاح سر خودی و قرار دادی نیست . این ، انگاره و خلاصهای از این سه نظریه .
آیاتی که پیروان نظریه اول به آن استدلال کردهاند
گفتیم [ پیروان ] نظریه اول ( نظریه تأویل ) به دو نوع آیات استدلال کردهاند :