نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣
اینکه انسان با همین عقلش میتواند جلو برود ، ولی علاوه بر عقل ، انسان یک مقدار عواطف و احساسات دارد مثل احساس جاه طلبی ، احساس حسد ، احساس شهوت ، همینهایی که جزو عواطف و احساسات ذکر کردهاند و اینهاست که در بشر احتیاج به کنترل دارد و تمام فشار و تکیه قرآن هم روی این نکته است . به همین دلیل هم یک نمونه در خود قرآن ذکر کرده و آن نمونه سمبل و اصل است برای این موضوع که همان موضوع خلقت آدم است در آنجا که میفرماید : ما به آدم گفتیم این کار را نکن ، بعد شیطان وسوسه کرد ، بعد ما او را از بهشت بیرون کردیم ، و دنبال آیه دارد که : " « فاما یأتینکم منی هدی » " شما باید بروی بیرون ولی بعدا هدایت و راهنمایی از طرف من برای شما خواهد آمد . معلوم میشود هدف انبیاء که قرآن روی آن خیلی اصرار دارد فقط تعادل آن عواطف و احساسات بشر است و آن دلیلی که آنها میآورند که بشر عاقل دیگر احتیاجی به این ندارد که خدا یا غیب [ به کمک او ] بیاید ، البته اگر بشر عقل خالی بود بله ، ولی چون عقلی است توأم با عواطف و احساسات ، برای تعدیل و تعادل این احساسات و عواطف حتما احتیاج به پیغمبر است ، و این دلیل قرآنی است و نه فلاسفه این را ذکر کردهاند [ و نه دیگران ] . فلاسفه رفتهاند روی احتیاج اجتماعی بشر به هم ، یا اگر هم بوده به طرزی بوده که یک گوشه قضیه را گرفتهاند . البته آیات زیادی در قرآن هست - که جنابعالی خودتان بهتر میدانید - که اگر بخواهید ، آن آیاتی را که در خود قرآن هست راجع به احتیاج به نبوت [ مطرح نمایید ] ، و البته بعد هم راجع به اینکه چه کسی نبی باشد همان طور که فرمودید از راه آیات ، که آیا نبی دلیلش چیست ؟ فقط آیات و نشان دادن آیات ، آیات لفظی یا آیات کونی ، هر کدام باشد آن هم از برای اینکه ما بفهمیم که این نبی هست . ولی برای احتیاج به نبوت بهترین دلیل روش خود قرآن است . جواب : مسأله روش قرآن یک چیزی است که همه میگویند که هر چه ما میگوییم روش قرآن همان است . اولا من که به آن بیان عرض نکردم ، تازه اگر میگفتیم ، بیانش درست هم بود ، که چون عقل بشر ناقص است یک متمم و مکملی برای آن لازم است ، من گفتم بشر احتیاج دارد به یک ایمان ، نه عقل بشر در دانستن احتیاج دارد . [ اگر ایمان در کار نباشد ] عقل دیگر قوه مجری نیست ، بلکه حتی تأیید میکند منفعت طلبی را . عقل انسان چه حکم میکند به انسان ؟ میگوید منفعت را هر جا تشخیص میدهی برو دنبال آن . شما تا به یک مصلحت بالاتری ایمان نداشته باشید عقل به شما نمیگوید برو دنبال آن مصلحت . وقتی یک ایمان به یک مصلحت بالاتر پیدا کردید