نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧
میان معجزه و غیر معجزه قائل نیستند از نظر اهمیتی که ما بخواهیم توجیه و تفسیر بکنیم . این نظریه ریشهاش از علمای اشعری است ولی بعضی از فضلا و اکابر خودمان هم آن را قبول کردهاند و آن این است که میگویند معجزه یک پیغمبر یعنی آیتی که از طرف خداوند به وسیله آن پیغمبر و به دست او پیدا میشود . شما میگویید پیغمبری مردهای را زنده میکند یعنی خداوند برای اینکه ثابت کند بر مردم که گفته این پیغمبر بر حق است مردهای را زنده میکند . یعنی خداوند برای اینکه ثابت کند بر مردم که گفته این پیغمبر بر حق است مردهای را زنده میکند . اینجا این کار کار پیغمبر نیست کار خداست و هرچه در عالم هست معجزه است و آیت خداست ، آنچه که معجزه نیست آن را شما به ما نشان بدهید . هرچه در عالم واقع میشود معجزه است یعنی کار خداست و خداوند هم هر چه را که در عالم واقع است آیت میداند ، منتها نشانهای میداند برای قدرت و حکمت پروردگار . ولی معجزههای پیغمبران که به صورت استثنایی صورت میگیرند اینها هم آیت خدا هستند ولی آیتی است از طرف خداوند برای صدق نبوت پیغمبران . مشیت خداوند قرار گرفته است که نظام عالم را اینطور قرار بدهد که داده . عالم یک جریان منظمی دارد که ما میبینیم و این جریان منظم را که ما میبینیم روزی پی شب و شبی پی روز پیدا میشود و هیچ وقفهای در حرکت شبانه روز پیدا نمیشود یا اگر سنگی بالا باشد بیفتد به زمین ، یا اگر گیاهی بخواهد موجود بشود به این شکل موجود بشود ، یا اگر جسمی میخواهد برود بالا باید نیرویی ضد نیروی جاذبه وجود داشته باشد که آن را ببرد بالا ، اینها قانونهایی است که خدا خودش وضع کرده برای عالم . از نظر ما انجام دادن برخلاف اینها یک امر ناممکن است ، یعنی اگر ما بخواهیم پرواز کنیم برویم بالا ، بدون وسیله نمیشود ، چرا ؟ زیرا خدا قانون عالم را اینجور وضع کرده . عمل ما برخلاف قانونی است که خدا وضع کرده . ولی از نظر خود خداوند که واضع این قانون است و قانون بودن این قانون بستگی دارد به مشیت و اراده او ، خواسته اینجور باشد ، همان لحظهای که خداوند میخواهد اینجور نباشد دیگر اینجور نیست . پس درباب معجزه دیگر صحبتی نیست که ما بحث بکنیم . مگر یک انسان میخواهد معجزه بکند که بگویید : " یک انسان چطور میتواند از بحر احمر اینجور عبور بکند و برود ؟ ! این خلاف قانون عالم است " ! خلاف قانون عالم است برای من و تو که قانون را خدا وضع کرده و من و تو محکوم قانون خدا هستیم ، اما برای وضع قانون که قانون بودن این قانون تابع اراده اوست فقط و فقط ، تابع مشیت اوست فقط و فقط ، هر لحظه که مشیت او بخواهد برخلاف آن