نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣
است [ آزمایش میکند و میبیند ] ، چون تمام اعمال انسان از نظر قرآن
پیش فرستادههاست ، یعنی عمل انسان قبل از خود انسان میرود به دنیایی
دیگر ، بعد خود انسان واقعا میرود و به عمل خودش ملحق میشود . "
« هنالک تبلوا کل نفس ما اسلفت »" هر نفسی هر چه را که پیش فرستاده
است آنجا به آن میرسد و آزمایش میکند یعنی حقیقت عمل خودش را آنجا
درمییابد " « و ردوا الی الله مولیهم الحق »" ( قابل توصیف نیست که
این کلمه " مولیهم الحق " درباره خدا چه تعبیر عجیبی است ! )
بازگردانده میشوند به سوی خدا آن مولای حقیقی خودشان ، مولای راستین خودشان
. نه اینکه انسان هر چیزی را در دنیا که دنبالش میرود او را پرستش
میکند او را مولای خودش گرفته است و او را اطاعت میکند ؟ حداقل این
است که انسان شهوت خودش را اطاعت میکند ، غضب خودش را اطاعت میکند
. هر چه انسان در دنیا آزاد باشد بالاخره از چیزی اطاعت میکند ولو آن چیز
یک غریزه از غرائز خودش باشد . در آنجا قرآن میگوید که انسان میفهمد
تمام این مولاها پوچ و بیهوده بوده ، به سوی مولای حقیقی و واقعی بازگشت
میکند ( این تعبیراتی که من میکنم اصلا نمیتواند این را برساند ) . " « و
ردوا الی الله مولیهم الحق و ضل عنهم ما کانوا یفترون »" آنچنان مجسم
میکند که هرچه که انسان در دنیا غیر از خدا میدیده است همه اوهام بوده ،
همه پوچ بوده ، همه افترا بوده ، همه دروغ بوده است ، انسان به یک "
راست " میرسد که میفهمد هرچه که قبلا میدیده درست مثل خواب بوده .
غرضم این جهت است که اصلا خود این لفظ قطع نظر از معنایش [ نمیتواند
ساخته یک مرد امی باشد ] . یک مرد امی [١] بیسواد بیخبر بی اطلاع که
باید در خرافهها و اوهامی بسر برد که اسباب مضحکه برای ما باشد ،
میبینیم یکی از منطقهایی که در کتابش به کار برده این است : هر کسی هر
عملی که انجام میدهد نفس آن عمل باقی است . اصلا قرآن همیشه میگوید خود
عمل باقی است ، بعد علماء که آمدند چون نمیتوانستند این را هضم کنند که
خود عمل باقی است یعنی چه من که امروز نماز میخوانم نماز من باقی است ،
آدم نمیتواند باور کند گفتند پس مقصود این است که
[١] یعنی باید گفت یک مرد دهاتی ، گرچه دهاتیهای ما امروز آنجورها امی نیستند . الان هر دهی از دهات خودمان را در نظر بگیریم فرهنگ و تمدنش از مکه آنوقت بیشتر است . پیغمبر از نظر محیط زندگی از یک دهاتی خیلی پایینتر است .