نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢
مسیری از تجربیات زندگی افتاده باشدکه بتواند درک این مسائل را داشته باشد . آنهایی که رؤیای صادقه میبینند و مسائلی را مستقیما از دور مشاهده میکنند از آن نوع افرادی هستند که این استعداد در آنها رشد کرده است . ریاضت و درونگرایی به فرد فرصت میدهد که در یک نوع جریانات عصبی بیشتر کار کند و ذهن او بیشتر در آن جهت بکار برود و در نتیجه قدرت درکش نسبت به مسائل خارجی و محیط خودش بیشتر شود . پیغمبرها از آنهایی هستند که این استعدادشان به علت شیوه زندگیشان پرورش پیدا کرده ، قدرت درک جریانات محیطشان را دارند . پس میتوانند جریاناتی را از محیطشان بگیرند که وجود دارد و ادعا میشود که ارتباطی به خدا هم ندارد که بگوییم این قدرت را خدا گذاشته است ، بلکه این استعداد بالقوه را داشته ، به کار انداخته است . حالا ممکن است روی همان اعتقادی که داریم که هر قدرتی در درون طبیعت زاییده خداست جواب داده شود . این مسلما یک بحثی است ولی این را از آن نظر مطرح بفرمایید که یک بحث استدلالی بشود که اگر ما خدا را قبول نداشته باشیم ( نه اینکه هر قدرتی از ناحیه اوست ، آبشار هم که میآید میگوییم قدرت خدایی است ، همه این قوانین و نظم را خدا گذاشته ، این استعداد را هم خداوند در انسان گذاشته ) مسأله چگونه حل میشود ؟ این یک بحثی است . فی نفسه خداوند این قدرت خاص را به این پیغمبر بخشیده ، اگر هم بخواهد از او میگیرد . ولی ممکن است یکی ادعا کند نه ، این پیغمبر این استعدادش را به کار انداخته و خدا نمیتواند از او بگیرد ، طرحی به کار انداخته ، میتواند درک کند ، میتواند قدرتی به کار بیندازد و این جهت را به وجود بیاورد . این فرض را هم مطرح بفرمایید تا دربارهاش بحث شود . جواب : اولا آن مسألهای که من اول مطرح کردم فقط برای این بود که ما بتوانیم در این مسیر فعلا وارد بشویم ، مسأله اینکه آیا معجزه فعل مستقیم خداست یا فعل پیغمبر است و فعل خداست و به وسیله پیغمبر ، فعل خداوند است به این معنا که چنین قدرت و ارادهای در پیغمبر ایجاد کرده ، اینکه من این بحث را در ابتدا مطرح کردم برای این بود که ما فعلا بتوانیم وارد بحث بشویم چون اگر این را مطرح نمیکردم فورا یک کسی میگفت که این حرفهایی که شما میزنید بر مبنای این است که معجزه را پیغمبر کرده باشد ، معجزه که کار خداست ، پس این بحث اصلا طرحش غلط است . و این چیزی که جنابعالی فرمودید در مسیر همین بحث است . حتی در بحثهای آقای طباطبایی همه هست ، و در بحثهای کاظمزاده هم فیالجمله هست اگر چه او