نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٧
حائل نمیشود میان من و آن دیواری که آن طرف هست ، آمد با من مصافحه کرد ، گفتم تو کی هستی ؟ گفت من پسر حسین بن روح هستم ( عرض کردم در اینکه چنین حالاتی برای بشر پیدا میشود تردید نکنید ، حالا ریشهاش هر چه میخواهد باشد ) . بعد گفت من در حالت عادی هر چه کتابهای رجال را گشتم دیدم حتی یک نفر هم ننوشته حسین بن روح پسر داشته ، اینهمه کتب رجالی که علمای شیعه داشتهاند ، و این برای من به صورت یک معما همین طور باقی ماند تا اینکه کتاب خاندان نوبخت عباس اقبال منتشر شد ( کتاب جامعی راجع به خاندان نوبخت نوشته . حسین بن روح که از نواب اربعه است جزو خاندان نوبخت است ) . این کتاب را مطالعه میکردم ، دیدم نوشته است که حسین بن روح پسر جوانی داشت که در زمان حیات خودش جوانمرگ شد . و امثال و نظایر اینها ، که من خودم با افرادی که هیچ شک نمیکنم که در این موارد دروغ نمیگویند و اینجور حالات ، زیاد برای آنها رخ داده و میدهد برخورد کردهام و برای من کوچکترین تردیدی نیست که چنین حالاتی برای افرادبشر رخ میدهد ، حالاتی که واقعا خارق عادت است . یکی از رفقای ما که الان هست و من بسیار به او ارادت دارم ( اسمش را نمیبرم که مسلم میدانم خودش راضی نیست ) خیلی از این جور جریانها دارد . یک وقتی قضیهای نقل میکرد ، گفت که من در کاظمین بودم ، بچهای داشتم ( بچهاش را نشان میداد ، حالا تقریبا هفده ساله است ) ، این بچه دو سه ساله بود و به هر صورت بچهای بود که غذا خور بود و او تب داشت ( در وقتی بوده که این مرد وارد همین حرفها بوده ، هنوز هم وارد هست ) . وقتی من بچه را میبردم پیش طبیب او خیلی بهانه میگرفت ، خربزه میخواست و ممنوع بود که خربزه بخورد . از بس که بهانه گفت مرا ذله کرد . محکم زدم پشت دستش . بعد که زدم دیدم یک حالت تیرگی سخت و عجیبی در من پیدا شد ، که خودم هم فهمیدم که به علت زدن پشت دست این بچه بوده . بعد خودم را ملامت کردم که آخر این که بچه است ، این که نمیفهمد که حالا مریض است و برایش خربزه خوب نیست ، این که دیگر مجازات نمیخواست . حالتم همین جور خیلی سیاه و کدر شد که اتفاقا از روی جسر میگذشتیم . تازه تلویزیون آورده بودند ( و این شخص سال اول دانشگاه هم رفته ، بعد از این بود که آمد قم و تحصیل کرد و حالا تحصیلات قدیمهاش البته خیلی خوب است ) . من از دور نگاه کردم دیدم مردم دور تلویزیون جمع شدهاند و این فکر برایم پیدا شد که بشر و قدرت بشر را ببین که به کجا