نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٥
بسیاری از مسائل ، قانون آب ضد و نقیض قانون طبیعی است در غیر مورد
آب . مثلا هر چیزی در اثر انجماد حجمش کمتر میشود الا آب که زیادتر
میشود . به عبارت دیگر هر چیزی در اثر برودت حجمش روی قاعده باید کمتر
بشود و آب بر عکس است ، وقتی که به درجه یخ بستن میرسد حجمش زیاد
میشود و در نتیجه وقتی که یخ بست ، در آب فرو نمیرود و غرق نمیشود ، و
این اساسا یک نقض و یک استثنایی است که در آب به وجود آمده . این ،
دلیل بر آن است که اصلا این قانون قانون نیست . این یک راه .
اگر کسی این حرف را بزند ، درباب معجزات احتیاجی ندارد که معجزه را
یک توجیه علمی یا فلسفی بکند [ که ] چرا معجزه پیدا میشود ، چه جور
میشود ؟ این دیگر چه جور میشود نمیخواهد ، برای اینکه احتیاج ندارد که
جور مخصوصی بشود . اصلا این قوانین یک قوانین محکمی نیست که اگر بنا بود
برخلاف آن بشود ما احتیاج داشته باشیم به نوعی توجیه بکنیم . خود قانون
قطعیتی ندارد . همان خدایی که قانون طبیعت را وضع کرده ، همان خدا هم در
یک مواردی نقض و استثناء میکند . یکی از موارد استثنای قانون طبیعت
معجزات انبیاست و استثنای قانون طبیعت هم زیاد وجود دارد . این خلاصه
حرف .
اشکال معجزه از طریق فلسفه است نه علم
شاید اگر ما همانطوری که مبنای این مقاله [١] و مبنای خیلی از نظریات هست ، فقط بر مبنای علوم - یعنی علوم متکی به حس و تجربه - بخواهیم قضاوت کنیم مطلب از همین قرار باشد به این معنا که غیر از این نمیتوانیم بگوییم ، یعنی بر مبنای علوم ، ما دلیلی نداریم که قوانین طبیعت قوانینی قطعی و لا یتغیر است ، و حقا اگر ما مفاهیم فلسفی را بیاعتبار بشناسیم ، باید قبول کنیم که قوانین طبیعت قوانینی غیر قطعی است یا لااقل نمیتوانیم به قطعیت این قوانین حکم کنیم ، و آن کسانی که این قوانین را قطعی میدانند بر یک مبنایی گفتهاند که آن مبنا غیر از مبنای علمی است ، یک طرز تفکر فلسفی است .[١] [ مقاله " وحی و نبوت " مرحوم استاد محمد تقی شریعتی ، که قبلا از آن سخن رفت ] .