نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤١
اصلا دو جور است ، دو سبک است . با کلمات امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب که شاگرد پیغمبر و شاگرد قرآن است [ متفاوت است ] و قاعده این است که کسی که در مکتبی بزرگ میشود اگر قدرت بیان و قلم داشته باشد باید شبیه باشد به آن مکتبی که در آن بزرگ شده است ، معذلک نهجالبلاغه اصلا سبکش سبک دیگری است و هر جا که آیهای از قرآن در متن نهجالبلاغه واقع شده است انسان میبیند درست مثل ستارهای است که در تاریکی شب بدرخشد . اهتمامی که در خود اسلام به تلاوت قرآن شده است برای همین است ، به این معنا که قرآن یک زیبایی مخصوص و یک قدرت القاء و تلقینی دارد که غیر از اطلاع از معلومات آن است . خود خواندن و توجه به الفاظ آن ، همان الفاظ را تکرار کردن مؤثر است . اینکه دستور رسیده است که قرآن را با آهنگ بخوانند که حتی تعبیر " غنا " دارد : " « تغنوا بالقران » " باز روی همین حساب است که اصلا سبک قرآن یک سبک مخصوص آهنگ پذیری است که آیات مختلف به تناسب معانی مختلف آهنگهای مختلفی را میپذیرد ، و از نظر تاریخی و جامعهشناسی فوقالعاده قابل توجه است تأثیری که زیبایی قرآن در توسعه خود قرآن و در توسعه اسلام و در زیر نفوذ قرار دادن ملتهای اسلامی داشته است ، یعنی قرآن تنها کتاب آسمانیای است که با قدرت خودش جلو رفته نه اینکه ملتهایی اول روی حسابی آمدهاند یک دین را پذیرفتهاند ، بعد چون دینی را پذیرفتهاند به کتاب آسمانی آن دین هم احترام گذاشتهاند . ولی ما اگر نخواهیم این مطلب را همینطور به صورت تقلید و تعبد بپذیریم فقط باید به جنبه تاریخی مطلب نگاه کنیم که قرآن از اولی که ظاهر شده با کمال شجاعتادعا کرده است که هرکس میتواند ، ولو یک سوره مانند این را بیاورد ، و مبارزه طلبی کرده است ، از اولی که یک اقلیت خیلی کمی حامی و یک اکثریت زیاد مخالفی داشته است و مخالفین هم مکرر در صدد آوردن مثل قرآن برآمدهاند و در دورههای بعد نیز درست است که مسلمین به تدریج زیاد شدهاند ولی به همین نسبت مخالفین هم زیادتر بودهاند ، هرچه که بیشتر معروف و مشهور شده قهرا مخالفین بیشتری را تحریک کرده است کما اینکه در آن وقت یک اقلیت فرض کنید صد نفری در مقابل یک اکثریت چند هزار نفری قریش قرار داشتهاند ولی امروز مسلمانان جهان در مقابل یک اکثریت حدود دو میلیاردی قرار گرفتهاند ، که در میان اینها کسانی که به این زبان آشنا هستند [ زیادند ] . مخصوصا در قرون اخیر مسیحیهای لبنان زمامدار لغت عربی