نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧١
واقع بشود. اگر لازم شد ان شاءالله در جلسه آینده درباره آن صحبت میکنیم. ضمن بحثی که به دین زردشت هم اشاره شد که ریشه آن شرک است و اینها به دو قدرت قائل بودند ، البته شاید من در کم این طور بود ، نظر آقای مطهری چیز دیگری باشد . یک مقدار شواهد تاریخی هست که این فرضیه را ثابت میکند که تمام ادیان چه ادیانی که در حال حاضر یا در گذشته بودهاند و ما افکار و نظریاتشان را به صورت شرک میدانیم و وجود هم دارد در اصل و مبدأشان این طور نبودهاند ، غالبا مبدأ توحیدی داشتهاند ولی در طول زمان به خاطر اینکه عقل و فکر انسان در آن زمانها رشد کافی نکرده بود تا بتواند مسائلی را غیر از مسائل محسوس و ملموس درک کند و به ذهنش بسپارد و بتواند بفهمد خواه ناخواه مدت زمانی که میگذشت انسان مجبور بود برای درک مسائل آنها را شبیه خودش در بیاورد . اصلا بشر اولیه خاصیت و حالتش همین بوده که بین خودش و محیطش نمیتوانست تفاوتی قائل باشد ، هر چیزی را باید با قیاس به خودش درک میکرده . در هندوستان بعضی اسناد تاریخی نشان میدهد که شاید ده دوازده هزار سال پیش اعتقاد به خدای واحد به آن صورت توحیدی که ما معتقدیم وجود داشته . در مصر قبل از ظهور موسی اعتقاد به خدای واحد هم وجود داشته . از نظر قرآنی هم پیغمبر همیشه ظهور میکرده و بشر را به اعتقاد خدای واحد متوجه میکرده اما چون انسان به علت همان عدم رشد کافی عقل و اندیشهاش که ما امروز شاهدش هستیم نمیتوانسته آن مفاهیم مجرد و پاکیزه را درک کند خواه ناخواه بعد از مدتی برای اینکه این اعتقاداتش را در ذهنش نگه دارد مجبور بوده به اشیاء ملموس و آنچه که حس میکند یا میبیند مجسم بکند ، خواه ناخواه یک واسطههایی میتراشیده برای اینکه صفات او را در آن واسطهها ببیند و بتواند خدای خودش را پرستش کند . بعد از مدتی همین واسطهها و همین ملموسات و تجسمهایی که ایجاد کرده خودش جانشین آن اعتقاد اولیه میشده و آن اعتقاد فراموش میشده و خواه ناخواه باز پیغمبر دیگری ظهور میکرده و آنها را از این افکار آلوده و منحرف بر میگردانده . شاید در مورد همین دین زردشت و دین اهورا مزدا هم همین طور باشد که ابتدا یک چنین ریشه توحیدی داشته ولی بعدا باز هم به علت نقص و رشد ناکافی اندیشه انسان نتوانستهاند آن را در همان حالت نگهدارند مثل ادیان هندوستان یا سایر جاهای دنیا ، و به تدریج این هم حالت شرک به خودش گرفته است .