نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٦
ارادهای ندارد ، اصلا کارهای نیست ، فقط خدا دارد انجام میدهد ، او
میگوید تو فقط این را بساز و بعد بدم ؟ و الا صحبت قدرت و اراده مطلقی
در مقابل قدرت خداوند نیست و بسا هست همان آنی که میدهد آن بعد از او
بگیرد . این را کسی انکار نمیکند که در یک " آن " آن قدرت را دارد ،
آن دیگر نداشته باشد ، ولی در حالی که این کار را انجام میدهد واقعا
اراده میکند که انجام بدهد یا اراده هم نمیکند ؟ آیا واقعا خواست او و
اراده او در اینجا تأثیر دارد یا ندارد ؟ یعنی خداوند این کار را به
وسیله قدرت و اراده این بنده انجام میدهد یا نه ؟ که این همان نظر
شماست . شما هم همین را دارید میگویید . شما از بیان من مثل اینکه این
جور استفاده فرمودید که من میخواهم بگویم [ پیغمبر ] یک قدرتی در مقابل
قدرت خداوند [ دارد ] ، خدا یک قدرتی به او داده و بعد هم اختیار دست
خودش است که هر کاری میخواهد بکند . نه ، تمام آن محدودیتهایی که شما
میخواهید بگویید ، در آن کلمه " باذن الله " هست . در یک " آن "
هست و در یک " آن " نیست . آن داستانی که سعدی درباره یعقوب آورده
خیلی خوب است . واقعا این جور بوده که یک پیغمبر ، یک امام در یک
حال خبر از غیب داشته و در حال دیگر نداشته ، نه از غیب خبر نداشته ،
از داخل خانه خودش هم بیخبر بوده است . در یک حالت این کشف برایش
میشود و در حالت دیگر نه ، که بسا هست که خداوند او را مؤاخذه کرده
باشد و در اثر مؤاخذه آن حالت را از او میگیرد . یعقوب گفت : "
« انی لاجد ریح یوسف لولا ان تفندون »" [١] من بوی یوسف را میشنوم اگر
نگویید این خرفت و پیر شده . سعدی میگوید .
| یکی پرسید از آن گم گشته فرزند |
| که ای روشن روان پیر خردمند |
| ز مصرش [٢] بوی پیراهن شنیدی |
| چرا در چاه کنعانش ندیدی |
| بگفتا حال ما برق جهان [٣] است |
| دمی پیدا و دیگر دم نهان است |
[١] یوسف / . ٩٤ [٢] از مصر نبوده . [٣] یعنی جهنده .