نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٣
صرفنظر کند یعنی دائما شرایط الغا گردد و بعد معلوم بشود که اصلا شرط
واقعی حتی مثلا نطفه مرد به این خصوصیت و نطفه زن به این خصوصیت هم
نیست ، یک فعل و انفعال خاص طبیعی و شیمیایی است که باید به وجود
بیاید . ممکن است حتی لزومی نداشته باشد که سلول مرد به آن کیفیت وجود
پیدا کند ، سلول زن به آن کیفیت وجود پیدا کند ، همه اینها به وجود
آورنده یک شرط دیگری باشند که اگر آن شرط دیگر به وجود بیاید ، نه مردی
باشد و نه زنی ، نه رحم زنی و نه صلب مردی ، آن به وجود بیاید . آن وقت
به تعبیری که آقای . . . میکردند این تغییراتی که پیدا میشود همه تغییر
در استنباطات ماست نه تغییر در قانون طبیعت . قانون طبیعت از اول
همین بوده ، تا ابد هم همین خواهد بود ، منتها استنباطات ماست که متغیر
است . منتها ایشان ( علامه طباطبائی ) اینجا نمیخواهند با زبان فلسفی
صحبت کرده باشند ، میگویند در قرآن آیاتی که راجع به " قدر " آمده
است [ مؤید ] همین است : " « قد جعل الله لکل شیء قدرا »" خداوند
برای هر چیزی اندازه قرار داده است . " این اندازه " به کمیت نیست
که مثلا حجمش این قدر باشد یا آن قدر ، یعنی مرتبهای از وجود قرار داده ،
مرتبهای قرار داده و تقوم هر چیزی به همان علت خودش است ، به زمان
خودش است ، به مکان خودش است ، به علت خودش است . هر چیزی یک قدر
و یکاندازه و یک حدی در این عالم دارد ، یک مقام معلومی دراین عالم
دارد که از این مقام معلوم خودش تخلف نمیکند .
یک آیه که در سوره طلاق است و ایشان در درس هم خیلی به آن تمسک
میکردند راجع به توکل است با اینکه میخواهد یک امر خلاف قانون عادی را
ذکر کند ، میفرماید : " « و من یتوکل علی الله فهو حسبه »" آن که
تکیهاش به خدا باشد خدا کافی است او را " « ان الله بالغ امره » "
خداوند کار خودش را میرساند ، یعنی کاری که خدا بخواهد [ انجام میشود ]
، در مقابل امر خدا مانع و رادعی نیست ، ولی به دنبال آن میگوید : "
« قد جعل الله لکل شیء قدرا »" [١] خدا برای هر چیزی حد و اندازهای
قرار داده است ، خدا هر چیزی را روی همان حد و اندازهاش خودش ، از
راهی که خودش میداند انجام میدهد ، یعنی در عین حال که خداوند هر کاری
که بخواهد بکند میکند ، آن کار را از خارج قدر و اندازه خودش انجام
نمیدهد . " « و ان من شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزله »
[١] طلاق / [٣]