نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠
بار هم برای ما اتفاق نمیافتد که دستمان را در آتش نگه داریم ، چرا ؟
برای اینکه در نهایت وضوح قضیه را ادراک میکنیم که اگر دستمان را به
آتش بزنیم میسو زد و رنج میبریم و به حیات خودمان هم علاقهمند هستیم .
ما در تمام عمر یک بار خودمان را در آتش نمیاندازیم ، در چاه هم
نمیاندازیم ، ولی آیا این معنایش آن است که قدرت ما محدود است که
چنین کاری را بکنیم ؟ یا نه ، روح ما ، علو روح ما و علم ما به ما اجازه
نمیدهد چنین کاری بکنیم ، نه به معنای محدود کردن ، [ بلکه به این معنا
که ] نمیکنیم . این نهایت اختیار و اراده ماست . نظام عالم آنچنان که
هست ، نظام احسن و اجمل است . علوم ذات پروردگار ایجاب میکند چنین
نظامی را . نظامی غیر از این نظام هرگز به وجود نمیآید ، ولی نه به این
معنی که خداوند قدرتش محدود است ، علو ذات پروردگار ایجاب میکند
اولین [١] صادر از ذات او چه موجودی باشد ، دومین و سومین صادر - که
همین جور نظام جریان پیدا کند - چیست .
و عجب این است که خود آقای شریعتی بعد به آیات قرآن که تمسک میکنند
که " « سنة الله فی الذین خلوا من قبل و لن تجد لسنة الله تبدیلا » "
[٢] میگویند این اختصاص دارد به سنت خداوند درباره بندگان و مخصوص
بندگان است ، یعنی خداوند درباره بندگانش که پاداش یا کیفر میدهد ، از
یک سنت لا یتغیری پیروی میکند . بعد میگوید چرا ؟ میگوید " برای اینکه
اگر غیر از این باشد قبیح است بر خداوند تبارک و تعالی " . [ طبق این
نظر ] اگر خداوند سنت داشته باشد و سنتش لا یتغیر باشد ، این منافی با
آزادی مشیت خدا و منافی با کمال قدرت خداوند است . چه فرق میکند که در
مورد بندگان باشد یا در مورد غیر بندگان . ایشان قبول میکنند ، باید هم
قبول کنند ، میگویند چنین چیزی محال است که خداوند یک بنده مطیع را به
جهنم ببرد و یک بنده صد در صد گنهکار را به جای او به بهشت ببرد ، بجای
علی بن ابیطالب را العیاذ بالله به جهنم ببرد بجای ابوجهل و ابوجهل را
به بهشت ببرد بجای علی بن ابیطالب ، چنین چیزی محال است . شما که
میگویید چنین چیزی محال است پس قدرت و مشیت خدا را محدود کردهاید .
نه ، این که محدودیت نیست . خداوند بر طبق عدالت عمل میکند و خداوند
ظلم نمیکند و هرگز هم نخواهد کرد و سنت او عدالت است . نه معنایش این
است که
[١] مقصود از " اول " اول زمانی نیست . [٢] احزاب / . ٦٢