نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦
« من امن بالله و الیوم الاخر »... " [١] . گاهی ملائکه هم هست به عنوان
اینکه واسطه وحی هستند ، و مسأله ملائکه هم مطرح است . به هر حال قیامت
در قرآن هر جا که مطرح شده به عنوان یک چیزی [ مطرح شده ] که به آن
ایمان بیاوریم . آنها که گفتند " اصول دین " یعنی چیزهایی که ما باید
به آنها ایمان بیاوریم ، نگفتند به نماز ایمان بیاورید ولی گفتند به خدا
ایمان بیاورید و به پیغمبر و به قیامت ، و اتفاقا مطلبی که خودتان در
آخر اشاره کردید و خواستید رد بکنید درست نیست ، [ معاد ] یک موضوع
ایمانی هم هست ، یعنی همینطور که خدا در فطرت و روح انسان یک پایهای
دارد و انبیاء و نبوت هم همین جور ، معاد هم در روح انسان یک پایهای
دارد ، یعنی همین تمایل به بقا یک چیزی است در انسان . انسان فکرش و
شعورش و ادراکش به گونهای است که نمیتواند فنا و نیستی خودش را
بپذیرد ، : لااقل معادش را به صورت بقای نامش ، بقای یادگارش ، به یک
صورت " بقایی " میپذیرد ، میخواهم بگویم در روح انسان مایهای از ایمان
نسبت به معاد هست . به هر حال حرف اساسی این است : شما بخواهید اصول
دین را دو تا بدانید یا سه تا ، به جایی ضرر نمیزند . متکلمین که این
حرف را گفتند اساس حرفشان این بوده که در قرآن معاد جزء موضوعات
ایمانی شناخته شده . حالا شما در عین حال میخواهید قبول بکنید میخواهید
قبول نکنید ، قبول هم نکنید به جایی ضرر نمیزند .
- ما آن دو اصل را از طریق عقل و استدلال میپذیریم یعنی علائم ، استدلال ،
دلیل ، مطالعات علمی ، در حالی که معاد را از این طریق نمیتوانیم
بپذیریم . فرق ایندو این است .
استاد : به اندازهای که در نبوت میشود بحث کرد [ و ] دلیل عقلی [
آورد ] ، در معاد هم میشود بحث کرد .
- اما مطلب درباره طرح مسأله نبوت بود که جنابعالی فرمودید که یکی از
مسائل این است که آیا بشر احتیاج و ضرورتی داشت به اینکه انبیائی
برایش بیاید یا نه ، که سؤال شبیهش را آقای دکتر . . . کردند . اتفاقا
جوابی که دادید ، اعتراضی بود که بنده به صحبت خود شما داشتم و آن اینکه
اصولا طرح سؤال به این شکل درست نیست .
[١] بقره / . ٦٢