نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٥
فطرت یعنی خلقت . خلقت بدیع و بیسابقه را میگویند فطرت ، چون "
خداوند فاطر سموات و ارض است " یعنی خداوند که خلقت را خلق کرده
است بدون سابقه است به این معنا که یک بشر وقتی یک ابداعی ایجاد
میکند یک زمینه سابقی در کار هست که از آن زمینه مایه میگیرد و بعد یک
ابداعی میکند ولی " خداوند فاطر است " یعنی ابداع خداوند بیسابقه است
. خلقت ابداعی را میگویند : " فطر " [ و به صیغه فعل ماضی ] " فطر "
: " « فاقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التی فطر الناس علیها » "
میگوید اصلا حس دینی یک چیزی است که در سرشت بشر قرار داده شده است .
این را از کجا پیغمبر آورد و گفت ؟ [ آیا ] در آن محیط [ سابقه داشت
] ؟ ما در غیر آن محیطش هم سابقه [ سراغ ] نداریم . ما که مثلا فلسفه
یونان را برایمان نقل کردهاند ، در هیچ جای فلسفه یونان که در آن روز
عالیترین مکتب روز بوده است نخواندهایم که چنین چیزی برای بشر گفته
باشند . قرآن از کجا این مطلب را گفت ؟ [ آیا ] غیر از این [ است ] که
بگوییم این زبان زبان همان خدای هستی است ، از قلب هستی برخاسته است ،
این زبان زبان کسی است که بشر را ساخته و به او آگاه است ؟
وجدان اخلاقی از نظر قرآن
مسأله دیگری راجع به روان انسانی داریم و آن مسأله وجدان اخلاقی است .این را هم باز نمیخواهم عرض کنم که مورد اتفاق همه علمای عصر جدید هست ولی قدر مسلم است که هرچه علم پیشتر رفته است بیشتر به این مطلب اذعان پیدا کرده است . میگویند کانت فیلسوف معروف آلمانی که از بزرگترین فیلسوفان جهان شناخته شده است جملهای دارد که همان جمله را بر سنگ لوح قبرش حکاکی کرده و کندهاند و آن این است : دو چیز است که اعجاب انسان را بیش از هر چیز دیگر بر میانگیزد : یکی آسمان پرستارهای که در بالای سر ما قرار گرفته است ، و دیگر وجدانی که در دل ما قرار دارد ، که هر دوی اینها مورد توجه قرآن است . اما آسمان بالای سر ما که مکرر قرآن ما را توجه میدهد : " « ان فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لایات لاولی الالباب »" [١] و اما راجع به آنچه که در وجدان بشر قرار گرفته : " « و الشمس و ضحیها ٠ »
[١] آل عمران / . ١٩٠