نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٩
خودمان را ارائه خواهیم داد ، یعنی چه در آینده ؟ اگر مقصود معرفی اجمالی
است که خود قرآن آمد و معرفی کرد و رفت . بعد به مردم میگوید ، یعنی
شما خودتان بروید مطالعه کنید . قرآن به مردم فقط میگوید شما بروید در
این زمینهها مطالعه کنید . و این را به حق بعضی ، از آیات غیبی قرآن
تلقی کردهاند که قرآن کأنه میگوید بشر هنوز طبیعت را نمیشناسد ، هنوز
آفاق و انفس را آنطور که باید نمی شناسد : ما بعد از این آیات خودمان
را ، چه آیات آفاقی و چه آیات انفسی ، به مردم ارائه خواهیم داد تا
کاملا مطلب آشکار بشود که حق مطلق اوست . بعد یک جمله دیگر دارد که
همان راههای دیگر است غیر از راه مطالعه خلقت : " « ا و لم یکف بربک
انه علی کل شیء شهید » " اصلا آیا خود ذات پروردگار برای ارائه ذاتش
کافی نیست که نیازی باشد که از راه ارائه آفاق و انفس او را بشناسند
یعنی او را از خودش هم میشود شناخت . " « ا و لم یکف بربک انه علی
کل شیء شهید »" آیا اینکه پروردگار تو بر همه چیز احاطه دارد و حضور
دارد کافی نیست برای شناختن او ؟ " « الا انهم فی مریه من لقاء ربهم الا
انه بکل شیء محیط »" [١] اینها در تردیدند که پروردگار خودشان را یک
روزی ملاقات خواهند کرد ولی بدانید که او بر همه چیز احاطه دارد .
این آیه آیهای است که از قدیم الایام علماء از آن اینطور استفاده
کردهاند که خدا را به دو گونه میتوان شناخت : یکی اینکه خدا را از آینه
مخلوقات بشناسیم که " « سنریهم ایاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین
لهم انه الحق »" و دیگر اینکه خدا را از خود خدا بشناسیم . اگر انسان
اندکی تأمل کند در این مطلب که اصلا خود هستی ، آن که حقیقت هستی است
نیستی و محدودیت ، اینجا بودن آنجا بودن ، این زمان بودن آن زمان بودن
برنمیدارد ، اینها همه درباره موجودی است که مقهور است و الا ذات هستی
که مقهور چیزی نیست ، وقتی مقهور چیزی نباشد حدی ، نهایتی ، محدودیتی
برای او نیست ، اگر شما در هستی تأمل کنید ، اول چیزی که پیدا میکنید
خود خداست . از این هم میگذریم .
حالا من از شما میپرسم که این گونه منطق داشتن ، این گونه خدا را به
عظمت و جلال و همه جایی بودن ، همه زمانی بودن ، با همه چیز بودن ، هیچ
چیز از او خالی نبودن ، ظاهر بودن ، باطن بودن ، اول بودن ، آخر بودن ،
تمام اسماء حسنی یعنی تمام
[١] فصلت / ٥٣ و . ٥٤