نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٩
باید جزو مفاخر او شمرد این است که به همین نکته پی برد که اشتباه علماء و فلاسفه بیشتر در این است که در قضاوت خودشان عجله میکنند . وقتی میخواهند به مادهای استناد کنند ، قبل از آنکه آن ماده آنچنان برایشان روشن باشد که راه احتمال مخالف به کلی مسدود باشد ، لاقیدی به خرج میدهند ، همین قدر که یک مطلب در ذهنشان کمی روشن شد کافی میدانند و فورا آن را پایه فکر قرار میدهند ، و لهذا در اولین قاعده از چهار قاعده فکری خودش گفت : من پس از این تا چیزی برایم روشن نباشد ، آنچنان روشناییای که هر کاری بخواهم بکنم که در آن شک بکنم نتوانم شک بکنم و راه احتمال خلاف بر من بسته باشد ، آن فکر را نمیپذیرم . بعد دو سه قاعده دیگر گفت که دنبال این یک قاعده است ، و بعد گفت بنابراین من مسائل را تحلیل میکنم یعنی تجزیه میکنم تا بتوانم اجزایش را یک به یک بررسی کنم ببینم روی آنها یقین دارم یا احتمال خلاف میدهم . بعد از تحلیل باز ترکیب میکنم . در ترکیب هم مراقبت میکنم که روی اصول صحیحی ترکیب بشود . بعد استقصا میکنم که چیزی از نظر من دور نمانده باشد و . . . ، ولی ریشهاش همان یکی است . این را هم عرض بکنم که علمای جدید نتوانستهاند برای منطق ماده مثل منطق صورت قاعده درست کنند وشاید هرگز قاعدهپذیر هم نباشد ، یعنی فقط یک نوع تذکرات است : آقای بیکن تذکر میدهد که بدان بشر در معرض این خطا هست ، پس این خطا را نکن . هواهای نفسانی در فکر و عقیده تأثیر دارد ، گاهی آنچه که تو میگویی زبان هوای نفست است نه زبان فکر و عقلت ، متوجهش باش . متوجه بت بازار باش ، این چیزی که میگویی تلقین اجتماع است نه فکر عقل تو ، پس مواظبش باش . آنچه که میگویی فکر تو نیست ، تحت تأثیر اکابر و اسلاف قرار گرفتهای و مطلب را قبول کردهای ، اگر عظمت آنها را دور بریزی میبینی یقین نداری ، پس مواظبش باش .
منشأهای خطای ذهن از نظر قرآن
. ١ پیروی از ظن و گمان
و من خودم وقتی که دیدم تمام آنچه که اینها میگویند در قرآن وجود دارد ، خدا میداند حیرت کردم . مثلا این [ مطلب که عرض میکنم ] منطق ماده در قرآن است .