نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٣
منطقی ، فلسفی - میبینیم که آن را به صورت یک امر ضروری و قطعی و غیر قابل تخلف ادراک میکنیم ، خیال میکنیم علم ، دیگر علم است ، چه فرق است میان ریاضیات و طبیعیات ؟ چطور شد یک قانون ریاضی ، قطعی و لا یتغیر هست ، قانون طبیعی نیست ؟ قانون دیگر قانون است ، قانون علم قانون علم است . نه ، این جور نیست . در قوانین طبیعی اصلا ضرورتش را از اول ما کشف نکردهایم که در مقابل ضرورت آن گیر باشیم بعد بگوییم نقض این قانون چطور میشود ؟ چطور ندارد ، اشکالی نیست . اگر ما مقدماتقضیه را قبول کردیم این اشکال نیست . اگر واقعا قبول کردیم خدایی در عالم هست ، آنوقت میگوییم پیغمبری که مدعی وحی است یک کاری میکند برخلاف سنت معمولی عالم ، خدا هم این کار را برخلاف این سنت معمول میکند به عنوان یک علامت . وقتی که میخواهد یک علامتی به ما نشان بدهد که این کسی که ادعا میکند که من پیغمبر هستم از ناحیه من است ، خدا که آن سنت و قانون را آنطور وضع کرده است یکدفعه در یک جا میآید تغییر میدهد . البته این مطلب یک ریشه به اصطلاح فلسفی یا نیمه فلسفی هم در دنیای اروپا داشته باشد ولی نه اینکه درباب معجزات بحث میکردهاند . درباب مسائل فلسفی که بحث میکردهاند ، وقتی که علوم و فلسفهها از جنبههای تعقلی خودش گریزان شد و آمد بر پایه علوم قرار بگیرد و خواستند که جز آنچه که علم گفته است ، به صورت فلسفه نپذیرند ، بسیاری از مسائل را از روی فهمیدگی - واقعا هم همین طور باید گفت - طرد کردند و گفتند اگر بناست ما فقط علم را بپذیریم و چیزی که غیر از علم باشد نپذیریم خیلی از مسائلی که تاکنون پذیرفتهایم نباید بپذیریم ، از جمله قانون علیت است . قانون علیت این است که ما حادثهای را ناشی از حادثه دیگر میدانیم ، معلول آن میدانیم ، یعنی اصلا وجود این را از آن میدانیم . میگویند این را علم که بر پایه حس است به ما ارائه نمیدهد ، علم فقط دو پدیده را یا مقارن یکدیگر و یا متوالی یکدیگر به ما ارائه میدهد . علم نشو را - یعنی اینکه این وجود از آن وجود متولد شده است ، از آن پیدا شده است - دیگر نمیتواند به ما نشان بدهد ، این یک فرض فلسفی بوده که ما قدیم میکردیم . پس اصلا ما قانون علیت را نمیپذیریم تا چه رسد به اینکه قانون ضرورت علت و معلول را بپذیریم که بگوییم علت خاص معلول خاص را ایجاد میکند لیس الا ، و معلول خاص فقط از علت خاص به وجود میآید و غیر از این نیست . از نظر علم اینها پذیرفته نیست . پس اگر ما از نظر علم بخواهیم نگاه کنیم جز