نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢
فرضیهای میتوانیم در این زمینه بیاوریم .
مسأله بعدی مسأله آیات و بینات - در تعبیر قرآن - است . وحی چون از
مختصات انبیاء است قهرا بر سایر افراد بشر مجهول است ، حداکثر ،
کوششمان این است که ما در امکانش بحث میکنیم و یک فرضیهای برایش
درست میکنیم ، به چه دلیل قبول کنیم که سخن یک نفر وحی است ؟ وحی ،
قبول و ممکن ، اما یک آدمی که میآید ادعا میکند که سخن من وحی است ما
به چه دلیل بپذیریم که سخن او وحی است ؟ این است که قرآن میگوید هر
پیغمبری که آمده ، با یک سلسله آیات و بینات آمده است یعنی با یک
سلسله نشانهها و قرائن ، که از همین کلمه " آیات " در تعبیر متکلمین
اسلامی به " معجزه " تعبیر شده است . آنچه که قرآن " آیات " مینامد
و آنچه که متکلمین " معجزه " مینامند ، بهطور مشخص در بسیاری از آیات
قرآن نقل شده است . حالا اینها همه از چه نوع است ؟ البته آن معجزاتی که
خیلی جلب نظر میکند همانهاست که خیلی جنبه خرق عادت دارد مثل اینکه
پیغمبری به نام موسی - قرآن نقل میکند - میآید و عصای خودش را القاء
میکند و این عصا تبدیل به یک اژدها میشود . این میشود آیت موسی یا به
تعبیر متکلمین میشود معجزه ، یا پیغمبرانی که باز به نص قرآن مجید از
غیب خبر میدادهاند یعنی از چیزی که از راه عادی هیچ کس نمیتوانست اطلاع
پیدا کند آنها اطلاع داشتند و خبر میدادند ( « و انبئکم بما تأکلون و ما
تدخرون فی بیوتکم ») [١] که آیات در این زمینه زیاد است . اینها را
باید از قرآن جمع و ذکر کنیم ، و یک سلسله آیات دیگر و شواهد دیگر .
بالاخره مسأله معجزه - به اصطلاح متکلمین - در قرآن مطرح است . معجزه
چیست ؟ اصلا معجزه ممکن است یا ممکن نیست ؟ اولا چیست و بعد آیا ممکن
است یا ممکن نیست ؟ یعنی اول معجزه را باید تعریف کنیم ، بعد ببینیم
ممکن است یا ممکن نیست ؟ مرحله سوم ، آیت بودن و طرز دلالت آن است ،
یعنی فرضا معجزه را قبول کردیم ، ممکن دانستیم وفرضا توجیهی هم کردیم (
معنی کردیم ، بعد ممکن هم دانستیم و حتی قبول کردیم که واقع هم میشود )
به چه دلیل معجزه به معنی خرق عادت [٢] ، آیت است ؟ حالا یک کسی آمد
از غیب خبر داد ، یک کسی آمد عصا را اژدها کرد ، چه رابطهای است میان
چنین عمل خارقالعادهای و اینکه ما بپذیریم که دعوت
[١] آل عمران / . ٤٩ [٢] قرآن که میگوید " آیت " یعنی خودش نشانه است ، نشانه نشانه است .