نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١
موجود طبیعی از غیب میشود . از کلمات پیغمبر اکرم هم میتوان همین مطلب
را فهمید که اساسا وحی با سایر القائاتی که مثلا به بشر میشود ، از نظر
ماهیت متفاوت نیست ، از نظر درجه متفاوت است و لهذا این حدیث را هم
شیعه نقل کرده است از پیغمبر اکرم هم سنی - اینکه میگویم " نقل کرده
است " من درجه نقلش را نمیدانم که صحیح است یا نیست ، ولی این را
شیعه و سنی در کتابهایشان نقل کردهاند - که پیغمبر اکرم فرمود رؤیای
صادقه [١] جزئی است از هفتاد جزء نبوت . همین معنا را میخواهد بگوید
، یعنی این مثل یک نور ضعیف است و او مثل یک نور قویتر که هفتاد درجه
از این قویتر باشد . البته توجه داشته باشید کلمه " هفتاد " در زبان
عربی نماینده کثرت است ، وقتی میخواهند بگویند " خیلی زیاد " میگویند
هفتاد ، مثل اینکه ما میگوییم " هفتاد بار به تو گفتم " ، مقصود این
نیست که نه عدد ٦٩ ، نه عدد ٧١ ، یعنی خیلی زیاد .
بعد ما گفتیم ببینیم آنچه که در انبیاء هست که در سایر افراد بشر
نیست و یک درجه بسیار قوی هست ، از طرف خود انبیاء با چه مشخصاتی
توضیح داده شده است . بعد که آنها با مشخصاتی توضیح دادند ما میبینیم ،
از نظر خودمان یک فرضیه پیدا میکنیم برای توجیه وحی از نظر علمی و
فلسفی .
مشخصات وحی انبیاء
. ١ درونی بودن
یکی از خصوصیاتی که آنها در امر وحی توضیح دادهاند جنبه درونی بودن آن است ، یعنی وحی را مثل ما [ که محسوسات را ] از طریق [ حواس ظاهر تلقی میکنیم ] همین طور که ما از راه گوشمان یا چشم ظاهرمان تلقی میکنیم ، از یک زیدی حرفی میشنویم ، تلقی نمیکردند ، بلکه از طریق باطن و درون تلقی میکردند . ما میبینیم - و زیاد هم هست - که پیغمبر اکرم در حالتی که وحی بر ایشان نازل میشد ، در اکثر حالات وحی که نوشتهاند ، حواسش تعطل پیدا میکرد ، حالتی غش مانند به او دست میداد به طوری که در ظاهر به خود نبود ، در ظاهر از خود بیخود بود یعنی چشمش مثل چشم آدم خواب بود که نمیبیند و گوشش مثل گوش آدم خواب بود که نمیشنود و[١] قطعا بعضی از رؤیاها هست که با این توجیهات که مربوط به حالات طبیعی بدن یا سوابق ذهنی است قابل توجیه نیست ، که آنها را میگوییم رؤیاهای صادقه ، غیر آنها را قرآن هم خودش تعبیر میکند به " اضغاث احلام " .