نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧
« ان یقصی الیک وحیه »" [١] شتاب نکن . هنوز داشت از این طرف
میگرفت ، از این طرف دیگر داشت تکرار میکرد ، یعنی این مقدار مستشعر
بود به حالی که برایش رخ میدهد ، غیر استشعاری نبوده .
نکته سومی که مادر وحی انبیاء از زبان خود انبیاء میفهمیم این است که
آنها یک موجود دیگری را غیر از خدا به عنوان فرشته ادراک میکردهاند که
او باز واسطه وحی بوده است ( خود وحی وساطت بشری است که واسطه شود
میان خداوند و افراد دیگر . حال او [ وساطت ] چرا و چه ضرورتی دارد ، ما
به چرایش کار نداریم ، ما داریم از زبان انبیاء میگوییم ) یعنی اینجور
نمیگفتند که ما مستقیم همیشه از خداوند تلقی میکنیم بدون آنکه موجود
دیگری واسطه باشد ، یک موجود دیگری را به نام فرشته که به وجود او هم
مستشعر بودند درک میکردند و برای ما معرفی کردهاند ( « نزل به الروح
الامین علی قلبک لتکون من المنذرین ») [٢] . " جبرئیل " هم در قرآن
زیاد آمده است . حتی همین " شدید القوی " که در اینجا هست ، در
تفاسیر گفتهاند مقصود جبرئیل است ، همان واسطه وحی است . این واسطه را
هم ما نمیتوانیم انکار کنیم . البته نمیخواهم عرض کنم که هیچگاه وحیی
برای پیغمبر صورت نگرفته که جبرئیل واسطه نباشد . نه ، آن هست ، خود
قرآن تصریح میکند که هست ، ولی اکثر که وحی میشد به وسیله او بوده . حالا
این چگونه است که گاهی بدون واسطه هم بوده ، خدا میداند ، شاید هم یک
وقتی به رازش پی بردیم . " « و ما کان لبشر ان یکلمه الله الا وحیا او
من وراء حجاب او یرسل رسولا فیوحی باذنه »" [٣] . میگوید گاهی مستقیم
خود خدا وحی میکند که فرشته هم واسطه نیست ، گاهی هم من وراء حجاب است
، یا اینکه یک واسطه و رسولی را - که اینجا مقصود فرشته است - میفرستد
، او به اذن پروردگار به پیغمبر وحی میکند .
پس این سه چیز را ما باید درباب وحی مسلم و مفروض بگیریم . حالا ممکن
است چیزهایی دیگر هم بعد به نظر ما برسد . آنگاه باید ببینیم که با توجه
به این سه چیز چگونه ما میتوانیم وحی را از نظر علمی توجیه کنیم و هیچ
ضرورتی هم ندارد که ما حتما بگوییم ما باید حقیقت و کنه و ماهیت وحی را
درک کنیم ، آخرش هم یک توجیهی بکنیم و بگوییم همین است و غیر از این
نیست . ما باید به وجود وحی ایمان داشته
[١] طه / . ١١٤ [٢] شعراء / ١٩٣ و . ١٩٤ [٣] شوری / . ٥١