نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨
سوی جلو هم کشیده میشوند ، یک جاذبهای هم در جلو دارند که راه خودشان را به واسطه آن جاذبهای که از جلو آنها را میکشد به سوی کمال آینده خودشان میپیمایند . در مبحث " تکامل " هم اگر یادتان باشد بحث کردیم - و یک تعبیری آقای دکتر سحابی داشتند : " تکامل هدایت شده " - که علمای امروز هم رسیدهاند به اینجا که برخلاف آنچه که داروین و بسیاری اشخاص دیگر میپنداشتند که تکامل یعنی جمع شدن شرایط [ مادی ] ، این امر کافی نیست برای اینکه جاندارها به این تکاملی که پیدا کردهاند برسند ، در عین حال یک هدایتی هم هست ، یک کشیدنی هم هست که اینها را از این مسیرها دارد عبور میدهد ، یعنی مجموع آن شرایط مادی کافی نیست که [ جاندار ] به آنجا برسد ، باز در میان این مجموع علل و شرایط ، دارد رهبری و هدایت میشود . بنابراین وقتی که قرآن مسأله هدایت را به صورت یک اصل کلی به ما تلقین و القاء میکند و میگوید هیچ چیزی خالی از هدایت نیست ، پس اگر نیاز به یک هدایتی و نیز امکانش - به قول بوعلی - ثابت شد ( بوعلی میگوید صرف اینکه بگویید ما به چنین چیزی نیاز داریم پس باید باشد ، کافی نیست ، باید ببینیم امکانش هم در کار هست یا نه . وقتی امر محال شد که دیگر پیدا نمیشود ) ، اگر ما نیاز بشر به هدایت نبوت و امکان وجود چنین هدایتی را - یعنی امکان اینکه بشر بتواند وحی را از خدا تلقی بکند - ثابت کردیم ، از ناحیه خداوند قصور و نقص و منع و بخلی در کار نیست ، قطعا چنین چیزی وجود دارد . این ، سبک استدلال بر نبوت عامه است ، ولی از اینکه البته نمیشود استدلال کرد که موسی پیغمبر بوده ، عیسی پیغمبر بوده ، ابراهیم پیغمبر بوده ، حضرت رسول پیغمبر بودهاند ، چون این استدلال یک " کلی " است و به فرض اینکه تمام باشد فقط نشان میدهند که در میان افراد نوع بشر وحیی وجود دارد اما آنها [ که وحی را تلقی میکنند ] چه کسانی هستند ، آن را دیگر باید از راه آثار خصوصی و به قول خود قرآن از آیات و بینات هر پیغمبری جداگانه به دست آورد .