نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
به هر حال - عرض کردم - اصل این راه ، کلی این راه ، راه صحیحی است که ما تحت عنوان آیات و معجزات آن را ذکر میکنیم و عرض کردم که ما پایبند کلمه " معجزه " به آن معنا نیستیم ، پایبند کلمه " آیه " هستیم یعنی نشانههایی که در پیغمبران هست که آن نشانهها دلیل است بر اینکه اینها از یک مبدأ دیگری الهام گرفتهاند ، که ما در آینده روی آنها بحث میکنیم و دو سه [ نشانه ] را عرض کردم . ما ملزوم نیستیم که حتما راه " نیاز " را که وارد شدیم بگوییم اگر این راه را اثبات نکردیم مسأله نبوت به کلی از میان رفته ، نه ، ما تنها از راه برهان " لمی " که راه نیاز است نمیخواهیم وارد بشویم ، از راه آیات و دلایل که راه " انی " است نیز وارد میشویم و بهطور کلی این راه را راه درستی میدانیم ولی نه با این شواهد و قرائن ، این شواهد و قرائن یک سلسله شواهد و قرائن ظنی و قابل نقض و قابل ایرادی است که ما را به جایی نمیرساند ، در حقیقت مثل همان مسأله توحید است که بحث کردم که آن راه اساسی توحید را انکار میکنند بدون اینکه یک راه صحیح توحیدی بیان کرده باشند . به نظر من اگر ما باشیم و این آثار ، و آن آثار و دلایلی را که خود پیغمبران ذکر کردهاند کنار بگذاریم ، نمیتوانیم نبوت را اثبات کنیم ، یعنی منشأ الهی داشتن تعلیمات انبیاء را با این مقدمات هرگز نمیشود اثبات کرد ، تا بعد خودمان در جای دیگر ببینیم چطور میتوانیم اثبات کنیم . سؤال : برای اثبات نبوت ، آن طور که جنابعالی فرمودید ، یکی دلائلی است که متکلمین ذکر میکنند و یکی هم دلایل فلسفی و هیچکدام از این دو دلیل این طور که فرمودید قانع کننده برای مخالفین ما یعنی آنهایی که اصلا منکر اصل نبوت هستند نیست زیرا آنها که اصلا منکر اصل نبوت هستند میگویند انسان یک عقلی دارد که در زندگی راهنمایش هست و همین طور که ما در زندگی مادی میبینیم امروز ترقیاتی کرده و راههایی رفته و بالاتر از این هم خواهد رفت و این به کمک عقل است . بنده فکر میکنم در بین این دو دلیل که فرمودید شاید دلیل قرآنی خیلی روشنتر و واضحتر و دندان شکن تر برای اینها هست برای اینکه قرآن کریم برای بشر دو خاصیت ذکر میفرماید ، یکی موضوع عقل انسان است و یکی هم احساسات و عواطف است و بشر هیچ وقت خارج از این دو خاصیت نیست ، یعنی بشر اگر عقل تنها بود مثل ماشین بود ، حرف همین ماتریالیستها درست بود برای