نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥
غرائز را توجیه کنند ، یعنی اینجور کشف کردهاند . خود کلمه " غریزه " مبین یک معنی واقعی نیست یعنی مبین یک حقیقتی نیست ، در مقابل " اکتسابی " میگوییم " غریزی " . چطور ؟ روی حشراتی آزمایش کردهاند دیدهاند این حشرات پس از اینکه متکون و متولد شدند بدون اینکه مصالح زندگی خودشان را اکتساب کرده باشند - چه از طریق تعلم و چه از طریق آزمایش - نشانهگیری میکنند و هدفهای خودشان را پیدا میکنند . اما آزمایش نکردهاند برای اینکه این حیوان برای اولین بار پیدا شده ، همان اولین باری که پیدا میشود دنبال هدف و مقصد خودش میرود ، قبل از آزمایش راه خودش را میداند . و اما تعلیم و تعلم [ نداشتهاند ] برای اینکه شواهد نشان میدهد که تعلیم و تعلمی از طرف مادر آن حیوان مثلا وجود ندارد . مثال آن خیلی عادی است و لازم نیست یک عالمی گفته باشد : بچه گوسفند یا بچه اسب وقتی از مادر متولد میشود ( من خودم مکرر دیدهام ) کوشش میکند از جا بلند شود و بلند میشود . تا بلند میشود پوزهاش را کج میکند و دنبال پستان مادر میگردد یعنی آن پستانی که هنوز یک بار هم از آن نچشیده است ، یک گمشدهای دارد ، جستجو میکند و مییابد . هیچ آدم نمیبیند که مادرش در حالی که درد میکشد او را کوچکترین اعانت و کمکی بکند که آدم بگوید این از طریق مرموزی به او خبر میدهد که برو اینجا ، و این چندان معقول هم نیست . گذشته از این ، علماء ثابت کردهاند که بعضی از این حیوانات هستند که نسل جدید اصلا نسل گذشته خودش را نمیبیند ، با این که او را نمیبیند معذلک آن عمل حیرتانگیز خودش را انجام میدهد . پس با تعلیم و تعلم هم نیست . میماند مسأله وراثت که شاید این علم از طریق وراثی منتقل شده . این را هم علم تأیید نکرده که علمی از طریق وراثت منتقل بشود . اگر از طریق وراثت است ، در خود انسانها ولد العالم باید تمام العالم به دنیا بیاید ، هرکسی که عالم شد - مخصوصا اگر نسلهای متوالی عالم شدند - فرزند او باید عالم به دنیا بیاید ، و بعلاوه اساسا اشکال میآید در آن نسلهای قدیمی - که حالا من یادم رفته مواردی که ذکر کردهاند علمایی که در این زمینه مطالعه کردهاند - که در آن نسلهای سابق سابق هم نه با تعلیم و تعلم قابل توجیه است و نه با آزمایش . چنین هدایت و راهیابی به شکلی که در غرائز حیوانات وجود دارد منشئی نمیتواند داشته باشد جز الهام الهی ، جز اینکه انسان بگوید منشئی غیر از منشأهای عادی دارد ، همانطوری که قرآن کریم هم از مسأله زنبور عسل تعبیر به " وحی " میکند ( « و اوحی ربک الی النحل ان اتخذی من الجبال بیوتا و من