نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥
ارتباط ندارد یعنی یک کسی میتواند خداپرست باشد و انبیاء را قبول نکند
کما اینکه بسیاری از دانشمندان دنیا هستند و بودند که انبیاء را قبول
نداشتند و خدا را قبول داشتند ولی کسی که خدا را قبول کند و انبیاء را
قبول کند سومی را نمیتواند قبول نکند بخصوص که سومی طبیعی نیست یعنی
چیزی نیست که خود آدم آن را حس کند . خداپرستی را خود آدم حس میکند ،
شاید احساس نیاز به سرپرستی و هدایت هم میکند . خدا پرستی را خود آدم
حس میکند ، شاید احساس نیاز به سرپرستی و هدایت هم میکند ، اما معاد
چیزی نیست که انسان خودش اگر نگویند و تلقین نکنند و تکلیف نکنند که
راجع به این مطالعه کن و فکر کن ، پیش خودش فکر کند بعد از اینکه من
مردم دوباره زنده میشوم .
استاد : اولا این مسأله که گفتید اصول دین سه تاست یا پنج تا ، یک
چیزی نیست که در قرآن یا در حدیث معتبری آمده باشد ، که ما باید این را
بپذیریم . این ، استنباطی است که علمای اسلام کردهاند . [ اگر بگوییم ]
اصول دین دوتاست ، در نتیجه فرق نمیکند . شما این مطلب را قبول میکنید
که اگر کسی منکر معاد باشد مسلمان نیست ولی به اعتبار اینکه انکار معاد
انکار نبوت است . پس در آن اصل مطلب شریک هستید ، حالا شما میخواهید
بگویید این جزء پایههاست و یا جزء پایهها نیست . اما من میخواهم بگویم
که آنها هم که این حرف را گفتند روی یک حسابی گفتند ، بیحساب هم
نگفتند و آن این است ( من حرف شما را اول تکمیل میکنم بعد جواب میدهم
) : ممکن است شما بگویید پس نماز هم از اصول دین است برای اینکه از
ضروریات دین نماز است ، یعنی از ضروریات نبوت هم یکی نماز است ، چون
نماز را هم اگر کسی انکار کند مسلم مسلمان نیست ، و خیلی ضروریات دیگر
ما داریم . معاد هم در ردیف آنهاست چون پیغمبر گفته و قطعی است که
پیغمبر گفته است و اگر کسی آن را انکار کند با قبول نبوت سازگار نیست
. از این جهت اینها را میگوییم " ضروری " . ولی نه ، علتش این است
که در قرآن راجع به معاد نظیر نبوت و توحید ، ایمان خواستهاند ، به ما
گفتهاند ایمان بیاورید به خدا و ایمان بیاورید به پیغمبر و ایمان بیاورید
به قیامت ، از موضوعات ایمانی شناخته شده . کتب و رسل هم هست ولی
کتب و رسل از توابع پیغمبر است . قرآن میگوید : " « امنوا بالله و
رسوله و الکتاب الذی نزل علی رسوله »" [١] و "
[١] نساء / . ١٣٦