نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣
برطرف کردن خاکهاست ) تا خاکها را از روی گنجینههای عقلها بردارند . این نیروی اضافیای که شما میگویید ، نیامده که حتی کمک باشد برای عقل ، ما فوق کمک است برای عقل ، تا چه رسد که بگوییم آمدهاند که عقل را بگویند تو برو کار نداشته باش ما کار میکنیم . ما خواستیم عرض کنیم اگر ما باشیم و این ساختمان بشر ، میبینیم این ساختمان بشر هم نیاز دارد به رهبری و هدایت ( همان که شما از آن تعبیر میکنید که عقلش را کمک کند ) ، و هم نیاز دارد به اینکه آن غریزه منفعت جویی فردی او را رام کند یا به قول فروید آن را تعالی بدهد یعنی متوجه مسائل بالاتری بکند تا مصالح اجتماعیاش هم بر همین اساس تنظیم بشود . اما اینکه کسی بیاید بگوید چرا اصلا بشر اینطور آفریده شد ، چرا آنطور آفریده نشد ، چرا به همه افراد نبوت داده نشد ، این چراها در متن خلقت اصلا صحیح نیست ، یعنی خلقت روی یک نظام لا یتخلفی حرکت میکند که این نظام را نمیشود تغییر داد . این هم که من عرض کردم " نیاز به نبوت " - و هر کسی که میگوید - معنایش این نیست که چون بشر نیازمند است ، خداوند خودش را مکلف دانست و بر خداوند واجب شد پیغمبران را خلق کند تا این نقص خلقت بر طرف بشود . آقای مهندس بازرگان همیشه نقل میکند از آقای ابوالحسنخان فروغی ( که معلوم میشود ابوالحسن خان فروغی هیچ این چیزها را نمیفهمیده ) که " بله ، اینها برای خدا آیین نامه معین کردهاند " . صحبت آییننامه نیست ، صحبت این است که اگر ما مسأله نیاز را مطرح میکنیم برای این است که در خلقت چنانچه چیزی مورد نیاز نباشد اگر هم به وجود بیاید حذف میشود ، یعنی چیزی نمیتواند در خلقت باقی بماند الا اینکه با سایر نیازها هماهنگی داشته باشد و البته طرح خلقت طرح کاملی است ( صحبت آیین نامه و تکلیف و این حرفها نیست ) و هر چیزی را در جای خودش [ به وجود آورده است ] یعنی اگر در خلقت نیازی باشد و استعداد و امکانپذیرشی باشد ( ممکن است نیاز باشد و امکان پذیرش نباشد ) فیض خداوند مطلق است ، افاضه میکند . پس مسأله نیاز را میگوییم ، به واسطه [ اینکه ] یک رکن از پیدایش [ نبوت ] است . ما نمیتوانیم بگوییم چرا افراد بشر اینجور نیستند ؟ خلقت نظام منظمی دارد ، هر موجودی در مرتبه خودش که موجود شده نمیتوانسته غیر از این باشد که هست . بشر در این مرحلهای که هست ، با این نیازهایش ، با همین نقصها و کمالهایش ،