نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١
کسانی که زندگی بعدی را هم میتوانند داشته باشند ، و آنهایی که عقل را به کار نیندازند جزو برگزیدهها نمیشوند و یا در نوع فعلی که به نسبت نوع بعدی پست تر خواهد بود میمانند . مسأله تکامل را قبول کنیم . آن انواع پستتر در زندگی معمولیشان ماندهاند ، یک عده خاصی بودهاند که توانسته اند به نوع عالیتری برسند به علت استعدادهای خاصی که داشتهاند . اگر با این دید نگاه کنیم ، انسان هم [ بجای غریزه به شکلی که در حیوانات است ] عقل به او داده شده و باید به حال خود رها باشد . اینجا دیگر قاعدتا نباید احتیاج به یک نیروی اضافی باشد ( همه بر فرض است ) ، چون همه دارای عقل هستند باید رها بشوند ، آن که واقعا این عقل را به کار انداخته است ، استعدادش را رشد داده ، میتواند درک حقایق بکند و راهش را تشخیص بدهد . همانطور که آن موجودات پستتر فقط به کمک غریزه بهترین نوع زندگی را میکنند از لحاظ شرایط خودشان ، انسان هم به کمک عقل بتواند بهترین نوع زندگی خود را داشته باشد ، به مرحله عالی برسد ، منتها آنهایی که استعداد بیشتری دارند به مرحله عالی میرسند و جزو کسانی میشوند که می توانند بعدا به یک نوع عالیتری تبدیل بشوند ، آنهایی که ندارند یا به کار نمیاند ازند خواه ناخواه بایدبمانند . حالا اینجا چه لزومی داشته پیغمبری بیاید ضمن اینکه انسان این عقل را دارد که راهش را تشخیص بدهد یعنی جبران کمبود غریزهاش شده ، چرا باید پیغمبری بیاید که راه نشان بدهد ؟ اینجا بالنتیجه یا باید بین کسانی که عقلشان را به کار میاندازند و کسانی که نمیاندازند اختلافی حاصل نشود یا این سیر تکاملی به شکل طبیعیاش طی نشود . چرا یک عامل اضافی مرتب بیاید بخواهد هشدار بدهد ؟ ولی اگر قرار باشد این عامل اضافی بیاید مسأله عقل چقدر میتواند مؤثر باشد با توجه به تضادهای نیروهایی که در انسان هست ، که عدهای ممکن است این عامل اضافی را درک کنند ، عدهای نکنند ، از راهنماییهای پیغمبران استفاده بکنند یا نکنند . . . جواب : آنچه که در قسمت آخر فرمودید همان راه بود که ما طی کردیم ، منتها من خیلی مختصر و به اجمال عرض کردم . آمدن پیغمبران نه برای این است که نیروی عقل مردم راکد بشود یعنی جانشین عقل بشوند ، بلکه برعکس است ، برای به کار انداختن عقل و برای آزاد ساختن عقول است واین جزء نصوصی است که در خود اسلام آمده . اولا شما در خود قرآن میبینید که مسأله " « لعلهم یعقلون " ، " لعلکم تتفکرون »" و این چیزها هست که اصلا بنای قرآن بر زنده کردن و بیدار کردن عقل و بر پاره کردن زنجیرهایی است که عقل را در بند میکشد از قبیل تقلید ( « انا وجدنا ابائنا علی امة و