نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٧
علمیشان همواره میگویند ایمان یک نوری است که باید در دل انسان پیدا
بشود و با عقل و علم بشر سر و کار ندارد و ضد عقل و علم بشر است . قائل
به تثلیث هستند . وقتی میگویند تثلیث ، بعد میگویند این " سه " یکی
است و در عین اینکه یکی است سه چیز است . اگر بگوییم چگونه چنین چیزی
میشود ؟ میگویند اینجا مسأله مسأله ایمان است نه مسأله عقل .
ولی قرآن میان ایمان و علم بشر جدایی قائل نیست . البته ایمان خودش
یک امری است غیر از علم ولی ایندو به یکدیگر پیوسته هستند . کدام کتاب
را شما پیدا میکنید مثل قرآن که اینهمه برای آیات خلقت اهمیت قائل شده
باشد و مرتب بشر را دعوت کند که هر چه میتوانی بیشتر در آثار خلقت
تفکر و تأمل کن ، هر چه بیشتر تفکر و تأمل کنی بهتر خدا را مییابی ، یعنی
علم را پلی قرار میدهد برای ایمان . مثلا من یک آیه را برایتان میخوانم .
از این آیه انسان میتواند این نمونهها را بفهمد . آیه معروفی است در
سوره بقره : " « ان فی خلق السموات و الارض »" در اصل آفرینش
آسمانها و زمین " « و اختلاف اللیل و النهار »" و آمد و شد شب و روز
" « و الفلک التی تجری فی البحر بما ینفع الناس » " کشتی در دریا
حرکت میکند و به این وسیله نفع به بشر میرسد ، بشر با این سیر و
سیاحتها به نفع زندگی خودش حرکت میکند ، تجارت میکند ، غیر تجارت
میکند " « و ما انزل الله من السماء من ماء فاحیا به الارض بعد موتها
" بارانی که از بالا میفرستد به پایین و به وسیله باران زمین مرده را
زنده میکند " « و بث فیها من کل دابه »" بعد به وسیله همین آمدن
باران و زنده شدن زمین پخش میکند هر نوع جنبندهای را " « و تصریف
الریاح »" در این انقلابها و گردشهای بادها ، در حرکت بادها "
« و السحاب المسخر بین السماء و الارض »" و این ابری که مسخر است به
اراده پروردگار ، میان آسمان و زمین معلق است " « لایات لقوم یعقلون
" [١] در همه اینها برای مردمی که تعقل و تفکر کنند آیات و نشانههایی
بر وجود خداوند خالق خودشان هست .
این منطقیترین بیان برای خداشناسی است . این نشان میدهد که این کتاب
که اسمش قرآن است این جریانها را جریانهای سادهای نمیداند ، همینطور که
بشر هم هر چه که علمش پیشروی کرده است بیشتر این مطلب را کشف کرده
است . قرآن همین طور به طور اجمال میگوید : در فلان موضوع تو بر و مطالعه
کن ، بعد ببین چه
[١] بقره / . ١٦٤