نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٢
جواب : من از تذکری که آقای دکتر دادند متشکرم و منظور من این نبود . من بیان ایشان را صد در صد قبول دارم یعنی قبول داشتهام ، اگر هم از عرایض من خلاف آن مفهوم شده من اصلاح میکنم . منظور من فقط این بود که در عصر و زمان پیغمبر ونیز در آثاری که از قدیم باقی مانده ما یک توحید خالصی پیدا نمیکنیم ، مثلا آثاری که به نام کتاب آسمانی باقی مانده ، و مسأله اهورا مزدا را هم که عرض کردم نخواستم بگویم که واقعا در تعلیمات اصلی زردشت چنین چیزی بوده ، مقصودم باز همین نارسایی افکار و اندیشههای بشری در آن زمان بود که نمیتوانستند خدای مجرد و منزه از زمان و مکان و شکل و صورت را در ذهن خودشان تصور کنند . "« اینما تولوا فثم وجه الله " در اندیشه بشر آن زمان نبوده . اما بیان ایشان از نظر ما بیان صد درصد درستی است چون در باب پیدایش عقیده توحید و عقاید بتپرستی دو نظر متضاد است : یک نظر این است که فکر اولی که برای بشر پیدا شده است طبیعتپرستی بوده و این طبیعت پرستی سیر تکاملی پیدا کرده و کم کم ارواح پرستی آمده و بعد ارواح پرستی به تدریج تبدیل به واحد پرستی شده است . اغلب ، کسانی که طرز تفکر ماتریالیستی دارند اینطور میگویند که به موازات اینکه فکر بشر ترقی کرده یا اقتصاد زندگی بشر ترقی کرده ( حتی یک روابطی هم قائل میشوند ) ، مثلا وقتی در اجتماع قدرتهای متعدد حکمفرما بود خدایان متعدد را پرستش میکردند ، از وقتی که حکومت واحد در اجتماع پیدا شد و یک قدرت همه اجتماع را اداره میکرد این امر سبب شد که در پرستش هم یک قدرت را پرستش کنند . به هر حال طرز فکر ماتریالیستی اغلب این است که توحید بعدها زاییده شده است و هزارها سال بر بشر گذشته است که فکر خدا [ پدید آمده ] و خدای واحدی که خالق کل و یگانه موجود لایق پرستش باشد در عالم نبوده و اینها همه بعد پیدا شده است . نقطه مقابل این نظر همین فکری است که آقای دکتر توضیح دادند که نه ، بت پرستی زاییده خداپرستی است ، یعنی اول خداپرستی در میان بشر بوده ، بعد انحراف از خداپرستی به صورت بت پرستی در آمده است . حتی در اخبار ما به این صورت ذکر شده که از امام میپرسند که بتپرستی از کی پیدا شد ؟ جواب میدهند ادریس پیغمبر شاگردی داشت به نام اسقلینوس که مرد حکیمی بود . مردم به او خیلی ارادت میورزیدند و خیلی او را دوست داشتند . او مرد . در مرگ او مردم فوقالعاد ه متأثر شدند . شیطان برای اینها این فکر را پیش آورد که حالا اسقلینوس خودش که نیست پس مجسمهاش را بسازید و