نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦
شدید است و این خیلی ضعیف ، مثل اینکه نور خیلی ضعیفی را بگویید که این هم از نوع خورشید است . مقصود این است که آن قوی است و این ضعیف ، بالاخره نور نور است ولی آن قوای آن است این ضعیفش . میگویند این حس در همه افراد کم و بیش وجود دارد و قویترش آن چیزی است که در پیغمبران وجود دارد . این نظریه در قدیم بوده است یعنی فلاسفه قدیم که درباب " نفس " صحبت میکرد ند این استعداد را پذیرفتهاند ، امروز هم این قدر من میتوانم عرض بکنم که عدهای از اکابر روانشناسهای امروز این را پذیرفتهاند ، از جمله ویلیام جیمز است که مرحوم فروغی در کتاب سیر حکمت دراروپا ( جلدسوم ) این مطلب را از او نقل کرده است . او روانشناسی را بر پایه آزمایش گذاشته ، روانشناسیاش روانشناسی آزمایشی است و معتقد است که من در آزمایشهای خودم به این مطلب رسیدهام که بعضی از افراد بشر این حس در آنها وجود دارد که گاهی از باطن ، یک راهی به جای دیگر پیدا میکنند و به قول خود او این منها ( من من و من شما و من ایشان ) مثل چاههایی است که از زمین کنده باشند ، آبهایی که از زیر زمین میآید به روی زمین ، این یک چشمه است آن یک چشمه و آن یک چشمه ، اینها از همدیگر جدا هستند ولی در آن زیر زمین ، در آن اعماق میتوانند به همدیگر متصل بشوند با اینکه از رو از هم جدا هستند . منها ممکن است از آن زیر یک پیوستگی و ارتباطی داشته باشند که به همدیگر متصل میشوند و از آن راه است که ممکن است من از ضمیر شما آگاه شوم ، شما از ضمیر من آگاه شوید و یا آگاهی به قدری کامل باشد که یک نفر از ضمیر همه آگاه بشود . به هر حال ، این نظریه که وحی را یک حس مخصوص و یک شعور مخصوص و یک استعداد مخصوص تشخیص میدهد میگوید دری از جهان دیگر - که به جهان دیگر هم معتقد است - به روی شخص باز میشود . اگر بگوییم مسأله فرشته چه میشود ؟ فرشته نازل میشود یعنی چه ؟ میگویند فرشته همانی است که این به او اتصال پیدا میکند ، این همان حقیقتی است که این او را در باطن مییابد ولی روح انسان این خاصیت را دارد که به اصطلاح طبقه به طبقه و درجه به درجه است ، هر چیزی را در هر درجهای به نوع خاصی ادراک میکند . مثلا میگویند امر عادی که در طبیعت وجود دارد این یک وجود است ، به حس انسان که میآید آن را ادراک میکند یک مرتبه خاص دیگری از وجود است ، بعد میرود در عالم خیال ، آنجا شکل دیگری پیدا میکند ، بعد