نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٧
میبیند که از ترکیب یک چیزی که میداند با ترکیب چیز دیگری که میداند ، رسید به چیزی که تا حالا نمیدانست . منطق صورت که منطق ارسطوست فقط دنبال این است که ما صورت را چگونه بدهیم یعنی وقتی میخواهیم این مواد را با یکدیگر ترکیب کنیم فرمود آن چگونه است ؟ کدامیک را باید مقدم قرار بدهیم و کدامیک را مؤخر ، کدامیک باید موجبه باشد و کدامیک سالبه ، کدام باید کلی باشد و کدام جزئی ، اگر یکی موجبه بود و دیگر سالبه نتیجه غلط است . فرمول صوری قضیه را میدهد ، درست مثل یک مهندس که فقط نقشه را میدهد میگوید اگر میخواهید این ساختمان را بسازید این طور باید بالا ببرید . این را میگویند منطق صورت . ولی منطق ارسطو منطق صورت است و بس ، در جهت این فن خودش که منطق صورت است آن ایرادهایی که بعضی اشخاص خواستهاند بگیرند نتوانستهاند بگیرند ، که امروز هم مورد قبول است که منطق ارسطو در جهت صورت ، منطق صحیحی است . ولی این برای بشر کافی نیست ، برای اینکه خطایی که ذهن میکند از دو راه است : گاهی از این راه است که افکار را با یکدیگر غلط ترکیب میکند ، و گاهی از این راه است که آن مادهای که برای ترکیب کردن آورده غلط است . اگر یک ساختمان خراب باشد دو جور ممکن است باشد : یک وقت از این راه است که حسابهای مهندس غلط بوده ، مثلا محاسبه فشاری که بر ستون وارد میشود درست نبوده ، فواصل را درست معین نکرده است . موادی که در اختیارش قرار دادهاند درست بوده ، وقتی نگاه میکنند میبینند آهنش درست ، سیمانش خوب ، آجر و آهکش ، لوازم همه درست است ولی او نتوانسته اینها را خوب جور بکند . نتیجه این است که این بنا نشست کرده . ولی یک وقت هست که مهندس ، بسیار صحیح پیش بینی میکند ، اصول مهندسیاش خیلی خوب است ولی تقلبی در مواد و مصالح است . سیمانش خراب بوده ، گچش مرده بوده ، آهنش زنگ زده بوده ، بازهم نتیجه این است که ساختمان خراب میشود . رسیدهاند به اینکه فکر بشر که غلط میکند و اشتباه میرود از دو راه است : یا از این راه است که نظمش غلط است . این همان است که ارسطو و بعد ارسطوئیان خیلی روی آن فعالیت کردهاند ، که نظم [ فکر ] یعنی مهندسی فکر چگونه باید باشد . منطق صورت منطق مهندسی فکر است . ولی ارسطو و ارسطوئیین دنبال این مطلب نرفتهاند که اگر ما تنها مهندسی فکر را درست کنیم کافی نیست ، مواد فکر ما باید درست باشد