نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢
دارد ، و بعضی افراد دیگر . بعضی از افراد خواستهاند که تمام این تعبیرات ، وحی از جانب خدا و نزول فرشته و سخن خدا و قانون آسمانی و همه اینها را یک نوع تعبیرات بدانند ، تعبیرات مجازی که با مردم عوام جز با این تعبیرات نمیشد صحبت کرد . میگویند پیغمبر یک نابغه اجتماعی است ولی یک نابغه خیر خواه . یک نابغه اجتماعی که این نبوغ را خداوند به او داده است در جامعهای پیدا میشود ، اوضاع جامعه خودش را میبیند ، بدبختیهای مردم را میبیند ، فسادها را میبیند ، همه اینها را درک میکند و متأثر میشود و بعد فکر میکند که اوضاع این مردم را تغییر بدهد . با نبوغی که دارد یک راه صحیح جدیدی برای مردم بیان میکند . میگوییم پس وحی یعنی چه ؟ روح الامین و روحالقدس یعنی چه ؟ میگوید روحالقدس همان روح باطن خودش است ، عمق روح خودش است که به او الهام میکند ، از باطن خود الهام میگیرد نه از جای دیگری . چون از عمق روحش این اندیشهها میآید به سطح روحش ، میگوییم پس روح الامین اینها را آورده و چون سر سلسله همه کارها خداست و همه چیز به دست خداست ، پس خدا فرستاده ، چون هر کاری تاخدا نخواهد که نمیشود . پس معنی وحی این است که از عمق اندیشه خود پیغمبر سرچشمه میگیرد و میآید به سطح اندیشهاش . میگوییم ملائکه یعنی چه ؟ میگوید ملائکه یعنی همین قوای طبیعت ، ملائکه عبارت است از قوایی که در طبیعت وجود دارد ، و چون خدا این قوا را استخدام میکند بنابراین ملائکه در اختیار او هستند . پس دین یعنی چه ؟ میگوید چون این قوانینی که او وضع کرده است واقعا قوانین صحیح و صالحی است و برای سعادت اجتماع مفید است پس دین است ، از جانب خداست و ما چیز دیگری نمیخواهیم . خلاصه تمام آنچه که درباب رابطه پیغمبر با خدا ، گرفتن دستور از خدا ، وحی ، نزول فرشته و اینجور چیزها گفته میشود تمام اینها را تقریبا توجیه و تأویل میکنند به همین جریانهای عادیای که در افراد بشر هست ، منتها افراد استثنایی و افراد نابغه بشری . در واقع اینکه ماوراء فکر و مغز و روح انسان حقیقتی باشد و او از آن ماوراء تلقی کرده باشد - حالا به هر نحو و به هر شکل - اینها را نمیخواهند قبول کنند و اصلا هیچ جنبه غیر عادی را نمیخواهند بپذیرند . این هم یک جور نظریه است .