نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٧
در آیاتی که قرآن به عنوان اعجاز ، مردم را دعوت میکند ، مثلا : " ²فأتوا بعشر سور مثله مفتریات و ادعوا من استطعتم من دون الله »" و هر چه کمک هم میخواهید بگیرید غیر از خدا ، این مفهوم مخالفش این میشود که اگر شما که مدعی این امر هستید خدا را به استطاعت بگیرید خواهید توانست چنین کاری بکنید ، در حالی که این هم نیست زیرا پیغمبر اسلام خاتم پیغمبران بوده و آن اشخاصی که مدعی بودند ، اگر میخواستند خدا را هم کمک بگیرند خدا به کمک هر کسی در این مقوله نمیآید . در این موارد منظور چیست ؟ جواب : نه ، مقصود این است که هیچ صاحب قدرتی جز خدا نمیتواند . اساسا یک ادبی در بیان قرآن همیشه هست که در هیچ مسألهای خدا را فراموش نمیکند . حتی اگر توهمی نسبت به خداوند پیش بیاید فورا آن را رد میکند . کلمه " « من دون الله »" که از کلماتی است که در قرآن زیاد مکرر شده همیشه در چنین موردی است . مثلا اگر کلمه " « من دون الله غ " نبود این جور بود : محال است دیگر مثل این قرآن به وجود بیاید . فورا یک کسی در ذهنش بیاید : یعنی خدا هم اگر بخواهد نمیتواند مثل این را ایجاد کند ؟ اینجا این جور میخواهد بگوید : جز خدا احدی قادر نیست چنین کاری را بکند . مقصود این است که جز خدا احدی قادر نیست اما اینکه کسانی را که شما دعوت میکنید ، آنهایی که قادر نیستند ، اجابت میکنند یا نمیکنند ، یا خدا را که شما دعوت میکنید آیا این دعوت شما را میپذیرد یا نمیپذیرد ، مطلب دیگری است . صحبت در این است که جز خدا احدی قادر نیست . " « و ادعوا من استطعتم من دون الله »" معنایش این است : غیر از خدا هر که را که شما فرض میکنید دعوتش کنید بیاید ، قدرت ندارد . " « من دون الله »" استثنای از ناحیه قدرت است نه از ناحیه دعوت ، برای اینکه این توهم پیش نیاید که قرآن میخواهد بگوید دیگر مثل این قرآن محال است ، هر کسی بخواهد چنین کاری را بکند ولو خدا باشد . میخواهد بگوید صحبت خدا نیست ، خداوند اجل و ارفع از این است که ما او را عاجز و ناتوان از مثل قرآن بدانیم . مقصود این است : غیر از خدا هر کسی را که شما فرض کنید ، قادر نیست .