نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٦
است . انسان خودش را از همه بیشتر دوست دارد . مقصودم این بود که به خودت بدی نکن ، این گناهانی که تو مرتکب میشوی ، کارهای بدی که میکنی ، خودت را فراموش کردهای ، نمیدانی که اثر این کارهای بد به خودت برمیگردد . آن آدمی که خودش را فراموش نکرده هرگز کار بد نمیکند زیرا میداند کار بد به خودش بر میگردد . آن آدمی که کار بد میکند خودش را از یاد برده است . به هر حال این تعبیری است در قرآن کریم که میفرماید خودتان را فراموش نکنید ( « و لا تکونوا کالذین نسوا الله فانسیهم انفسهم ») . پس مسلما یکی از وجوه اعجاز قرآن کریم همان زیبایی الفاظش است ولی این زیبایی الفاظ ، مجزا از زیبایی معنوی قرآن نیست ، که درباره این هم توضیحی عرض بکنم . اینکه عرض کردم که فصاحت از مقوله جمال و زیبایی است و جمال و زیبایی با احساسات سرو کار دارد ، این را باید تشریح کنم ، که احساسات بشر یک نوع نیست ، انسان انواعی از احساسات دارد و هر جمال و زیبایی با یک نوع از احساسات انسان مطابقت و هماهنگی دارد . موسیقی زیباست ولی زیباییای است که گوش انسان آن را احساس میکند . مناظر زیبا زیباست ولی زیباییای است که چشم انسان ، با آنها سر و کار دارد . یک غزل عشقی را که انسان میشنود با غریزه شهوانی او سر و کار دارد ، آن غریزه ، زیبایی آن را احساس میکند ، ولی شعر حماسی فردوسی را که میشنود حس سلحشوری او از آن لذت میبرد . قرآن که جمال فصاحت دارد میخواهیم ببینیم کدام حس از احساسات انسان از آن لذت میبرد ؟ این ، مسأله خیلی مهمی است . آیا آن طوری است که مثلا ما فلان غزل عشقی سعدی را میشنویم و آن غزل ما را غرق در لذت میکند ، مثلا :
| آنچه تو داری قیامت است نه قامت |
| آن نه تبسم که معجز است و کرامت |