نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٧
میگویند بعضی افراد به علل مزاجی یا عصبی و بالاخره بدنی حالت دهشت بر ایشان پیدا میشود مثل مصروعها ، مدتی میگذرد به حال دهشت هستند که انگار هیچ چیز را اصلا نمیفهمند و نمیبینند . این حالت برای او شبیه حالت خواب است ، در بیداری هم مثل آدم خواب است . وقتی مثل آدم خواب شد در اثر تعطیل این قوای ظاهری ممکن است که آن قوای باطنیاش فعالیت کند ، که ملاصدرا و دیگران که این را نقل میکنند میگویند ممکن است چنین اشخاصی باشند ولی علت این امر نقص است یعنی از نقص ناشی میشود چون در حال بیداری به اراده خودش این کار را نمی کند ، [ به عبارت دیگر ] چون در حال بیداری حالتی شبیه خواب پیدا میکند این حالت برایش پیدا میشود . به هر صورت لزومی ندارد که این امر همیشه در اثر فعالیت باشد ، ممکن است در اثر یک نقص هم در انسان پیدا بشود . - داستانی نقل کردهاند در همین موارد که یکی از افسرانی که میرود مأموریت ، در اتاق خودش نشسته بود ، یک وقت میبیند مادرش او را صدا میکند و با حالت ناله او را میخواند . ساعت را یادداشت میکند ، بلافاصله برمیگردد برود خانه ، میبیند در همان موقع مادرش داشته جان میداده ، در حال نزع بوده و مرتب او را صدا میکرده . یک فرد عادی بوده ، در حالت بیداری هم بوده است . جواب : این دلیل نمیشود زیرا ممکن است از ناحیه آن روح مادر باشد نه از ناحیه این پسر و بعلاوه به طور استثنائی برای همه افراد پیدا میشود . من خیال میکردم شما افرادی را میگویید که بهطور عادی مکرر برایشان پیدامیشود ، آن را عرض کردم که میگویند گاهی یک نقصی در اعصاب شخص رخ میدهد و بالاخره منجر میشود به این که او توجهش از این طرف سلب میشود ، وقتی توجهش سلب شد نظیر حالت خواب را در بیداری پیدا میکند ، آن وقت یک چیزی را میبیند ، و الا آن که برای افراد به طور استثنائی پیدا میشود. دکتر هشترودی گاهی به هیچ چیز معتقد نیست یعنی حرفهایش ضد و نقیض است . من یک جلسه بیشتر او را ندیدم ولی در آن جلسه خیلی روحی شده بود . داستانی من از خودش شنیدم ، راست و دروغش را نمیدانم . حرفش این بود که دیگر دنیای جمادات را بشر شناخته و دنیای مجهول فعلا برای او دنیای حیات و ذی حیاتهاست ، از دنیای نباتات گرفته تا دنیای انسان ، و هر چه بالاتر میآید پیچیدهتر میشود ، و بشر